نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۴۱ مولانا

مولانا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود

به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود

به نقد خاک شدن کار عاشقان باشد

که راه بند شکستن خدایشان بنمود

به امر موتوا من قبل ان تموتوا ما

کنیم همچو محمد غزای نفس جهود

جهود و مشرک و ترسا نتیجه نفس است

ز پشک باشد دود خبیث نی از عود

شود دمی همه خاک و شود دمی همه آب

شود دمی همه آتش شود دمی همه دود

شود دمی همه یار و شود دمی همه غار

شود دمی همه تار و شود دمی همه پود

به پیش خلق نشسته هزار نقش شود

ولیک در نظر تو نه کم شود نه فزود

به پیش چشم محمد بهشت و دوزخ عین

به پیش چشم دگر کس مستر و مغمود

مذللست قطوف بهشت بر احمد

که کرد دست دراز و از آن بخواست ربود

که تا دهد به صحابه ولیک آن بگداخت

شد آب در کفش ایرا نبود وقت نمود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم خاک و فنا می‌پردازد و نسبت آن با روح و وجود انسانی را تحلیل می‌کند. شاعر می‌گوید که پس از خاک شدن، انسان یا دچار زیان می‌شود یا سود. او به عشق و جدایی از دنیا اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که عاشقان به عشق خود متصلند، حتی در برابر مرگ. همچنین، شعر به نقش افراد مختلف در زندگی و درک آنها از بهشت و دوزخ می‌پردازد و نهایتاً از فضیلت‌های پیامبر اسلام و ارتباط نزدیک او با خدا صحبت می‌کند. در کل، این شعر به تامل درباره حقیقت وجود، عشق، و زندگی بعد از مرگ دعوت می‌کند.