رباعی شمارهٔ ۱۴۸۶ مولانا
مولانا / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
شب رفت و نرفت ای بتِ سیمینبرِ من
سودای مناجات غمت از سرِ من
خواب شب من توی و نور روزم
نه روز و نه شب چون تو نباشی برِ من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر ابراز میکند که شب بدون معشوقش برایش بیمعناست و او به یاد غمِ این معشوق نمیتواند آرامش داشته باشد. خوابش به دلیل دوری از محبوبش مختل شده و حتی روز نیز برایش تاریک است، چرا که معشوق در کنار او نیست. در واقع، حضور معشوق برای او تنها زمانی که شب است و زمانی که روز است، اهمیت دارد و بدون او هیچ کدام از این زمانها نمیتوانند شادیبخش باشند.