رباعیات — دیوان شمس مولانا
فهرست شعرها
- رباعی شمارهٔ ۱ — آن دل که شد او قابل انوار خدا
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — انجیرفروش را چه بهتر جانا
- رباعی شمارهٔ ۷ — از آتش عشق در جهان گرمیها
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — افسوس که بیگاه شد و ما تنها
- رباعی شمارهٔ ۸ — از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما
- رباعی شمارهٔ ۹ — از خاک ندیده تیره ایامان را
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — از ذکر بسی نور فزاید مه را
- رباعی شمارهٔ ۲ — آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — اول به هزار لطف بنواخت مرا
- رباعی شمارهٔ ۳ — آن کس که ترا نقش کند او تنها
- رباعی شمارهٔ ۴ — آن لعل سخن که جان دهد مرجان را
- رباعی شمارهٔ ۵ — آن وقت که بحر کل شود ذات مرا
- رباعی شمارهٔ ۶ — آواز ترا طبع دل ما بادا
- رباعی شمارهٔ ۱۹ — ای خواجه به خواب درنبینی ما را
- رباعی شمارهٔ ۱۸ — ای چرخ فلک به مکر و بدسازیها
- رباعی شمارهٔ ۲۳ — ای دل بچه زهره خواستی یاری را
- رباعی شمارهٔ ۲۱ — ای در سر زلف تو پریشانیها
- رباعی شمارهٔ ۲۲ — ای دریا دل تو گوهر و مرجان را
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — ای آنکه چو آفتاب فرد است بیا
- رباعی شمارهٔ ۲۵ — ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیا
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — ای اشک روان بگو دلافزای مرا
- رباعی شمارهٔ ۲۰ — ای داده بنان گوهر ایمانی را
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — ای باد سحر خبر بده مر ما را
- رباعی شمارهٔ ۲۴ — ای دوست به دوستی قرینیم ترا
- رباعی شمارهٔ ۲۷ — این آتش عشق میپزاند ما را
- رباعی شمارهٔ ۳۱ — بر رهگذر بلا نهادم دل را
- رباعی شمارهٔ ۲۸ — این روزه چو غربا ل ببیزد جان را
- رباعی شمارهٔ ۳۲ — پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
- رباعی شمارهٔ ۲۹ — ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما
- رباعی شمارهٔ ۳۵ — تا با تو بوم نخسبم از یاریها
- رباعی شمارهٔ ۳۳ — بیگاه شده است لیک مر سیران را
- رباعی شمارهٔ ۳۴ — تا از تو جدا شده است آغوش مرا
- رباعی شمارهٔ ۳۶ — تا چند از این غرور بسیار ترا
- رباعی شمارهٔ ۲۶ — ای شب ، شادی همیشه بادی شادا
- رباعی شمارهٔ ۳۷ — تا عشق ترا است این شکرخاییها
- رباعی شمارهٔ ۳۰ — با عشق روان شد از عدم مرکب ما
- رباعی شمارهٔ ۴۲ — چو نزود نبشته بود حق فرقت ما
- رباعی شمارهٔ ۴۶ — در سر دارم ز می پریشانیها
- رباعی شمارهٔ ۴۷ — دستان کسی دست زنان کرد مرا
- رباعی شمارهٔ ۴۸ — دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا
- رباعی شمارهٔ ۴۵ — در چشم ببین دو چشم آن مفتون را
- رباعی شمارهٔ ۴۰ — جانا به هلاک بنده مستیز و بیا
- رباعی شمارهٔ ۳۸ — تا کی باشی ز دور نظارهٔ ما
- رباعی شمارهٔ ۳۹ — تا نقش خیال دوست با ماست دلا
- رباعی شمارهٔ ۴۹ — دود دل ما نشان سوداست دلا
- رباعی شمارهٔ ۴۱ — جز عشق نبود هیچ دمساز مرا
- رباعی شمارهٔ ۴۴ — در جای تو جا نیست به جز آن جان را
- رباعی شمارهٔ ۴۳ — خود را به حیَل درافکنم مست آنجا
- رباعی شمارهٔ ۵۵ — عشق تو بکشت ترکی و تازی را
- رباعی شمارهٔ ۵۶ — عشقست طریق و راه پیغمبر ما
- رباعی شمارهٔ ۵۳ — عاشق شب خلوت از پی پی گم را
- رباعی شمارهٔ ۵۱ — زنهار دلا به خود مده ره غم را
- رباعی شمارهٔ ۵۲ — تنبور چو تن تن برآرد به نوا
- رباعی شمارهٔ ۵۴ — عاشق همه سال مست و رسوا بادا
- رباعی شمارهٔ ۵۷ — عمریست ندیدهایم گلزار ترا
- رباعی شمارهٔ ۶۰ — گر جان داری بیا و جان باز آنجا
- رباعی شمارهٔ ۶۱ — گر در طلب خودی ز خود بیرونآ
- رباعی شمارهٔ ۵۰ — دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
- رباعی شمارهٔ ۵۸ — غم خود که بود که یاد آریم او را
- رباعی شمارهٔ ۵۹ — گر بوی نمیبری در این کوی میا
- رباعی شمارهٔ ۶۴ — کوتاه کند زمانه این دمدمه را
- رباعی شمارهٔ ۶۵ — گویم که کیست روحافراز مرا
- رباعی شمارهٔ ۶۳ — گر من میرم مرا بیارید شما
- رباعی شمارهٔ ۶۷ — لاحول ولا دور کند آن غم را
- رباعی شمارهٔ ۶۶ — گه میگفتم که من امیرم خود را
- رباعی شمارهٔ ۶۹ — من تجربه کردم صنم خوشخو را
- رباعی شمارهٔ ۶۸ — ما أطیَبَ ما ألَذَّ ما أحلانا
- رباعی شمارهٔ ۷۱ — منصور بدآن خواجه که در راه خدا
- رباعی شمارهٔ ۷۰ — من ذره و خورشید لقایی تو مرا
- رباعی شمارهٔ ۶۲ — گر عمر بشد عمر دگر داد خدا
- رباعی شمارهٔ ۷۲ — مولای اناالتائب مما سلفا
- رباعی شمارهٔ ۷۳ — میآمد یار مست و تنها تنها
- رباعی شمارهٔ ۸۰ — از بانگ سرافیل دمیده است رباب
- رباعی شمارهٔ ۸۳ — اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب
- رباعی شمارهٔ ۸۲ — امشب ز برای دل اصحاب مخسب
- رباعی شمارهٔ ۸۱ — امروز چو هر روز خرابیم خراب
- رباعی شمارهٔ ۷۴ — نور فلکست این تن خاکی ما
- رباعی شمارهٔ ۸۵ — ای آنکه تو دیر آمدهای در کتاب
- رباعی شمارهٔ ۸۴ — اندیشه و غم را نبود هستی و تاب
- رباعی شمارهٔ ۷۵ — هان ای سفری عزم کجایست کجا
- رباعی شمارهٔ ۷۷ — یک طرفه عصاست موسی این رمه را
- رباعی شمارهٔ ۷۶ — یک چند به تقلید گزیدم خود را
- رباعی شمارهٔ ۷۸ — آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب
- رباعی شمارهٔ ۷۹ — آنی که فلک با تو درآید به طرب
- رباعی شمارهٔ ۸۹ — ای ماه جبین شبی تو مهوار مخسب
- رباعی شمارهٔ ۹۲ — بردار حجابها به یکبار امشب
- رباعی شمارهٔ ۹۳ — بیجام در این دور شرابست شراب
- رباعی شمارهٔ ۹۴ — بیطاعت دین بهشت رحمان مطلب
- رباعی شمارهٔ ۹۵ — بیکار مشین درآ درآمیز شتاب
- رباعی شمارهٔ ۹۷ — خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
- رباعی شمارهٔ ۸۶ — ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب
- رباعی شمارهٔ ۹۶ — حاجت نبود مستی ما را به شراب
- رباعی شمارهٔ ۹۱ — ای یار که نیست همچو تو یار مخسب
- رباعی شمارهٔ ۸۷ — ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب
- رباعی شمارهٔ ۹۰ — این باد سحر محرم رازست مخسب
- رباعی شمارهٔ ۸۸ — ای روی ترا غلام گلنار مخسب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲ — سبحانالله من و تو ای در خوشاب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳ — شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱ — ساقی در ده برای دیدار صواب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰ — دل در هوس تو چون ربابست رباب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸ — گر میخواهی بقا و پیروز مخسب
- رباعی شمارهٔ ۹۸ — دانیکه چه میگوید این بانگ رباب؟
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴ — شب گشت درین سینه چه سوز است عجب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹ — مستند مجردان اسرار امشب
- رباعی شمارهٔ ۹۹ — در چشم آمد خیال آن دُر خوشاب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶ — گر آب حیات خوشگواری ای خواب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷ — گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵ — علمی که تو را گره گشاید بطلب
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲ — یاری کن و یار باش ای یار مخسب
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷ — آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶ — آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸ — آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰ — آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹ — آن پیش روی که جان او پیش صف است
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴ — آری صنما بهانه خود کم بودت
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳ — آب حیوان در آب و گل پیدا نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱ — یارب یارب به حق تسبیح رباب
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵ — آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰ — هستم به وصال دوست دلشاد امشب
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱ — آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴ — آن چشم فراز از پی تاب شده است
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸ — آن خواجه که بار او همه قند تر است
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶ — آن چیست کز او سماعها را شرف است
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰ — آن را که بود کار نه زین یارانست
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷ — آن چیست که لذتست از او در صورت
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹ — آن دم که مرا بگرد تو دورانست
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳ — آن روح که بسته بود در نقش صفات
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳ — آن جاه و جمالی که جهانافروز است
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱ — آن را که خدای چون تو یاری داده است
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲ — آن جان که از او دلبر ما شادانست
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵ — آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲ — آن را که غمی باشد و بتواند گفت
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶ — آن شاه که خاک پای او تاج سر است
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰ — آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸ — آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹ — آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳ — آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲ — آنکس که بروی خواب او رشک پریست
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱ — آنکس که امید یاری غم داده است
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵ — آنکس که ز سر عاشقی باخبر است
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴ — آن روی ترش نیست چنینش فعل است
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷ — آن شب که ترا به خواب بینم پیداست
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴ — آنکس که درون سینه را دل پنداشت
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵ — آن سایهٔ تو جایگه و خانهٔ ما است
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶ — از عهد مگو که او نه بر پای من است
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱ — از بییاری ظریفتر یاری نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹ — آواز تو ارمغانِ نفخ صور است
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰ — از بسکه دل تو دام حیلت افراخت
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷ — آنکو ز نهال هوست خیزانست
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸ — آن نور مبین که در جبین ما هست
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲ — از جمله طمع بریدنم آسانست
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶ — آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵ — از دیدن اغیار چو ما را مدد است
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳ — از حلقهٔ گوش از دلم باخبر است
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴ — از دوستی دوست نگنجم در پوست
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷ — از کفر و ز اسلام برون صحرائیست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲ — امروز چه روز است که خورشید دوتاست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱ — افکند مرا دلم به غوغا و گریخت
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳ — امروز در این خانه کسی رقصانست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰ — افغان کردم بر آن فغانم میسوخت
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹ — العین لفقدکم کثیرالعبرات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴ — امروز من و جام صبوحی در دست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶ — امشب آمد خیال آن دلبر چست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵ — امروز مهام دستزنان آمده است
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷ — امشب شب آن دولت بیپایانست
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹ — امشب شب من بسی ضعیف و زار است
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸ — از نوح سفینه ایست میراث نجات
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸ — امشب شب آنست که جان شبهاست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹ — ای بنده بدان که خواجهٔ شرق اینست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷ — ای آمده بامداد شوریده و مست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸ — ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶ — ای آب حیات قطره از آب رخت
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰ — امشب منم و طواف کاشانهٔ دوست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱ — ای تن تو نمیری که چنان جان با تست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱ — امشب هردل که همچو مه در طلب است
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲ — اندر دل من درون و بیرون همه اوست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳ — اندر سر ما همت کاری دگر است
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵ — او پاک شده است و خام ار در حرم است
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰ — ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴ — انصاف بده که عشق نیکوکار است
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳ — ای جان خبرت هست که جانان تو کیست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶ — ای خرمنت از سنبلهٔ آب حیات
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲ — ای جان جهان جان و جهان باقی نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴ — ای جان ز دل تو بر دل من راهست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷ — ای خواجه ترا غم جمال و جاهست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰ — ای دل تو و درد او که درمان اینست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵ — ای حسرت خوبان جهان روی خوشت
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲ — ای ذکر تو مانع تماشای تو دوست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹ — ای دل تا ریش و خسته میدارندت
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱ — ای دوست مکن که روزها را فرداست
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸ — ای در دل من نشسته شد وقت نشست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳ — ای ساقی اگر سعادتی هست تراست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷ — ای طالب اگر ترا سر این راهست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶ — ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴ — ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵ — ای شب چه شبی که روزها چاکر تست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸ — ای عقل برو که عاقلی اینجا نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۱ — ای لعل و عقیق و در و دریا و درست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۰ — ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹ — ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است
- رباعی شمارهٔ ۲۰۲ — این بانگ خوش از جانب کیوان منست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۳ — این چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۴ — این چرخ و فلکها که حد بینش ماست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۵ — این جمله شرابهای بیجام کراست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۹ — این عشق شهست و رایتش پیدا نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۱۲ — این فصل بهار نیست فصلی دگر است
- رباعی شمارهٔ ۲۰۷ — این سینهٔ پرمشغله از مکتب اوست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۸ — این شکل سفالین تنم جام دلست
- رباعی شمارهٔ ۲۱۱ — این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست
- رباعی شمارهٔ ۲۱۰ — این غمزه که میزنی ز نوری دگر است
- رباعی شمارهٔ ۲۱۵ — این من نه منم آنکه منم گوئی کیست
- رباعی شمارهٔ ۲۱۳ — این گرمابه که خانهٔ دیوانست
- رباعی شمارهٔ ۲۰۶ — این جو که تراست هر کسی جویان نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۱۴ — این مستی من ز بادهٔ حمرا نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۱۶ — این نعره عاشقان ، ز شمع طرب است
- رباعی شمارهٔ ۲۱۷ — این همدم اندرون که دم میدهدت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۰ — ای همچو خر و گاو که و جو طلبت
- رباعی شمارهٔ ۲۱۸ — ای هر بیدار با خبرهای تو خفت
- رباعی شمارهٔ ۲۱۹ — ای هرچه صدف بستهٔ دریای لبت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۲ — با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۵ — با دل گفتم که دل از او جیحونست
- رباعی شمارهٔ ۲۲۴ — با دشمن تو چو یار بسیار نشست
- رباعی شمارهٔ ۲۲۱ — با تو سخنان بیزبان خواهم گفت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۶ — باران به سر گرم دلی بر میریخت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۳ — باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۸ — بازآی که یار بر سر پیمانست
- رباعی شمارهٔ ۲۲۷ — با روز بجنگیم که چون روز گذشت
- رباعی شمارهٔ ۲۲۹ — با شاه هر آنکسی که در خرگاهست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۰ — برجه که سماع روح برپای شده است
- رباعی شمارهٔ ۲۳۱ — تا شب میگو که روز ما را شب نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۳۶ — با هرکه نشستی و نشد جمع دلت
- رباعی شمارهٔ ۲۳۷ — با هستی و نیستیم بیگانگی است
- رباعی شمارهٔ ۲۳۲ — با عشق کلاه بر کمر دوز خوش است
- رباعی شمارهٔ ۲۳۳ — با عشق نشین که گوهر کان تو است
- رباعی شمارهٔ ۲۴۱ — برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
- رباعی شمارهٔ ۲۳۹ — پائی که همی رفت به سروستان مست
- رباعی شمارهٔ ۲۳۸ — پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست
- رباعی شمارهٔ ۲۳۴ — با ما ز ازل رفته قراری دگر است
- رباعی شمارهٔ ۲۳۵ — با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست
- رباعی شمارهٔ ۲۳۰ — با شب گفتم گر بمهت ایمانست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۰ — بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
- رباعی شمارهٔ ۲۴۹ — بگذشت سوار غیب و گردی برخاست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۸ — بستم سر خم باده و بوی برفت
- رباعی شمارهٔ ۲۵۱ — پی بر به جهانی که چو خون در رگ ماست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۲ — برکان شکر چند مگس را غوغاست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۲ — بیچارهتر از عاشق بیصبر کجاست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۳ — بیدیده اگر راه روی عین خطاست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۶ — بر هر جائیکه سرنهم مسجود اوست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۴ — بر من در وصل بسته میدارد دوست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۵ — پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا
- رباعی شمارهٔ ۲۴۷ — بر هر جزوم نشان معشوق منست
- رباعی شمارهٔ ۲۴۳ — بر ما رقم خطا پرستی همه هست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۴ — بیرون ز تن و جان و روان درویش است
- رباعی شمارهٔ ۲۵۶ — بیرون ز جهان و جان یکی دایهٔ ماست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۷ — بییار نماند هرکه با یار بساخت
- رباعی شمارهٔ ۲۵۵ — بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۹ — تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
- رباعی شمارهٔ ۲۶۰ — تا چهرهٔ آفتاب جان رخشانست
- رباعی شمارهٔ ۲۵۸ — تا این فلکِ آینهگون بر کار است
- رباعی شمارهٔ ۲۶۴ — تا ظن نبری که این زمین بیهوشست
- رباعی شمارهٔ ۲۶۱ — تا حاصل دردم سبب درمان گشت
- رباعی شمارهٔ ۲۶۲ — تا در دل من صورت آن رشک پریست
- رباعی شمارهٔ ۲۶۳ — تا ظن نبری دور زمانم کشته است
- رباعی شمارهٔ ۲۶۵ — تا عرش ز سودای رخش ولولههاست
- رباعی شمارهٔ ۲۶۷ — تا مهر نگار باوفایم بگرفت
- رباعی شمارهٔ ۲۶۹ — توبه چکنم که توبهام سایهٔ تست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۰ — توبه کردم که تا که جانم برجاست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۲ — تو سیر شدی من نشدم درمان چیست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۱ — توبه که دل خویش چو آهن کرده است
- رباعی شمارهٔ ۲۷۳ — تو کان جهانی و جهان نیم جو است
- رباعی شمارهٔ ۲۷۵ — جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است
- رباعی شمارهٔ ۲۶۸ — تنها نه همین خنده و سیماش خوشست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۴ — تهدید عدو چه بشنود عاشق راست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۶ — جانم بر آن جان جهان رو کرده است
- رباعی شمارهٔ ۲۷۷ — جان و سر آن یار که او پردهدر است
- رباعی شمارهٔ ۲۶۶ — تا من بزیم پیشه و کارم اینست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۹ — جانی که حریف بود بیگانه شده است
- رباعی شمارهٔ ۲۸۱ — جانی و جهانی و جهان با تو خوش است
- رباعی شمارهٔ ۲۸۲ — حسنت که همه جهان فسونش بگرفت
- رباعی شمارهٔ ۲۸۰ — جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است
- رباعی شمارهٔ ۲۸۶ — چون دانستم که عشق پیوست منست
- رباعی شمارهٔ ۲۸۷ — چون دلبر من میان دلداران نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۸۳ — چشم تو ز روزگار خونریزتر است
- رباعی شمارهٔ ۲۸۸ — چون دید مرا مست بهم برزد دست
- رباعی شمارهٔ ۲۸۵ — چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست
- رباعی شمارهٔ ۲۸۹ — ترشی تو چرا مگر شکربارت نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۷۸ — جانی که به راه عشق تو در خطر است
- رباعی شمارهٔ ۲۸۴ — چشمی دارم همه پر از صورت دوست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۴ — خواهی که ترا کشف شود هستی دوست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۸ — خیزید که آن یار سعادت برخاست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۱ — در بتکده تا خیال معشوقهٔ ما است
- رباعی شمارهٔ ۳۰۰ — در باغ من ار سرو و اگر گلزار است
- رباعی شمارهٔ ۲۹۰ — چیزیست که در تو بی تو جویان ویست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۱ — حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۳ — خاک قدمت سعادت جان من است
- رباعی شمارهٔ ۲۹۲ — حاشا که دلم ز شبنشینی سیر است
- رباعی شمارهٔ ۲۹۵ — خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۷ — خورشید و ستارگان و بدرِ ما اوست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۶ — خورشید رخت ز آسمان بیرونست
- رباعی شمارهٔ ۲۹۹ — دایم ز ولایت علی خواهم گفت
- رباعی شمارهٔ ۳۰۹ — در عشق تو هر حیله که کردم هیچست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۵ — در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۸ — در عشق اگر چه که قدم بر قدم است
- رباعی شمارهٔ ۳۱۰ — در عشق که جز می بقا خوردن نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۷ — در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است
- رباعی شمارهٔ ۳۱۱ — در عهد و وفا چنانکه دلدار منست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۲ — در کوی غم تو صبر بیفرمانست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۳ — در مجلس عشّاق قراری دگر است
- رباعی شمارهٔ ۳۰۴ — در دیدهٔ صورت ار ترا دامی هست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۲ — در خواب مهی دوش روانم دیده است
- رباعی شمارهٔ ۳۰۶ — در صورت تست آنچه معنا همه اوست
- رباعی شمارهٔ ۳۰۳ — در دایرهٔ وجود موجود علیست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۰ — دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۹ — درویشی و عاشقی به هم سلطانیست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۲ — دلدار اگر مرا بِدِراند پوست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۴ — در مرگ، حیاتِ اهل داد و دین است
- رباعی شمارهٔ ۳۲۳ — دلدار ز پردهای کز آن سوسو نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۵ — دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست؟
- رباعی شمارهٔ ۳۲۴ — دلدار ظریف است و گناهش اینست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۵ — در من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟
- رباعی شمارهٔ ۳۱۷ — در نِه قدمی که چشمهٔ حیوانست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۸ — در وصل، جمالش گلِ خندانِ منست
- رباعی شمارهٔ ۳۱۶ — در نِه قدم ار چه راه بیپایانست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۱ — دلتنگم و دیدار تو درمان منست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۷ — دل در بَرِ هر که هست، از دلبر ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۲ — دور است ز تو نظر بهانه اینست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۹ — دل رفت و سرِ راهِ دلْاِستان بگرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۳۱ — دل یاد تو کرد چون طرب میانگیخت
- رباعی شمارهٔ ۳۳۵ — دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا است
- رباعی شمارهٔ ۳۲۸ — دل رفت برِ کسی که بیماش خوش است
- رباعی شمارهٔ ۳۳۰ — دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۳ — دوش از سر لطف یار در من نگریست
- رباعی شمارهٔ ۳۲۶ — دل در بر من زنده برای غم تست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۴ — دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۶ — راهی ز زبان ما به دل پیوسته است
- رباعی شمارهٔ ۳۳۷ — روزی ترش است و دیدهٔ ابر تر است
- رباعی شمارهٔ ۳۴۶ — سر سخن دوست نمیارم گفت
- رباعی شمارهٔ ۳۴۱ — زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر است
- رباعی شمارهٔ ۳۴۰ — زان روز که چشم من به رویت نگریست
- رباعی شمارهٔ ۳۴۲ — زان رونق هر سماع آواز دف است
- رباعی شمارهٔ ۳۴۷ — سرگشته چو آسیای گردان کنمت
- رباعی شمارهٔ ۳۴۸ — سرگشته دلا به دوست از جان راهست
- رباعی شمارهٔ ۳۴۵ — سرسبز بود خاک که آبش یار است
- رباعی شمارهٔ ۳۴۴ — زان می مستم که نقش جامش عشق است
- رباعی شمارهٔ ۳۴۳ — زان مِی خوردم که روح پیمانهٔ اوست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۸ — روزی که تو را ببینم آدینهٔ ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۳۹ — روزی که مرا به نزد تو دورانست
- رباعی شمارهٔ ۳۴۹ — سرمایهٔ عقل مرد دیوانگیست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۰ — سلطان ملاحت، مه موزون منست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۴ — شب رو که شبت راهبر اسرار است
- رباعی شمارهٔ ۳۵۱ — سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت
- رباعی شمارهٔ ۳۵۳ — شاهی که شفیع هر گنه بود برفت
- رباعی شمارهٔ ۳۵۲ — شاگرد تو است دل که عشق آموز است
- رباعی شمارهٔ ۳۵۵ — شمشیر ازل بدست مردان خداست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۶ — شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۹ — عشق آمد و توبه را چو شیشه بشِْکست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۷ — صد بار بگفتمت، چه هشیار و چه مست
- رباعی شمارهٔ ۳۵۸ — عاشق نبوَد آن که سبُک چون جان نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۰ — عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۱ — عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
- رباعی شمارهٔ ۳۶۳ — عشق تو در اطراف گیائی میتاخت
- رباعی شمارهٔ ۳۶۵ — عشقی نه به اندازهٔ ما در سر ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۲ — عشق تو چنین حکیم و استاد چراست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۶ — عقل آمد و پندِ عاشقان پیش گرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۶۹ — گر آتش دل نیست پس این دود چراست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۸ — قومی غمگین و خود ندان غم ز کجاست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۷ — عمریست که جان بنده بیخویشتن است
- رباعی شمارهٔ ۳۷۱ — گر باد بر آن زلف پریشان زندت
- رباعی شمارهٔ ۳۷۰ — گر آه کنم آه بدین قانع نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۶۴ — عشقی که از او وجود بیجان میزیست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۲ — گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفت
- رباعی شمارهٔ ۳۷۳ — گر جملهٔ آفاق همه غم بگرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۷۴ — گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۶ — گر دف نبود نیشکر او دف ماست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۵ — گر در وصلی بهشت یا باغ اینست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۹ — گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۷۸ — گرمای تموز از دل پردرد شماست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۲ — گفتار تو زر و نعلت ار زرین است
- رباعی شمارهٔ ۳۸۰ — کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۴ — گفتا که شکست توبه بازآمد مست
- رباعی شمارهٔ ۳۷۷ — گر شرم همی از آن و این باید داشت
- رباعی شمارهٔ ۳۸۳ — گفتا که بیا سماع در کار شدهاست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۱ — کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۵ — گفتم بجهم همچو کبوتر ز کفت
- رباعی شمارهٔ ۳۸۷ — گفتم دلم از تو بوسهای خواهانست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۱ — گفتم که دلم آلت و انگاز منست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۲ — گفتند که شش جهت همه نور خداست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۹ — گفتم که بیا بچشم من درنگریست
- رباعی شمارهٔ ۳۸۸ — گفتم عشقت مرا بت و خویش منست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۰ — گفتند که دل دگر هوائی میپخت
- رباعی شمارهٔ ۳۹۵ — کم باد سَری که آن سَران را پا نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۴ — گفتی گشتم ملول و سودام گرفت
- رباعی شمارهٔ ۳۹۶ — کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۳ — گفتی چونی بنده چنانست که هست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۷ — گویند بیا به باغ کانجا لاغ است
- رباعی شمارهٔ ۳۸۶ — گفتم چشمم که هست خاک کویت
- رباعی شمارهٔ ۴۰۰ — گویند مرا که این همه درد چراست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۲ — ما را به جز این زبان ، زبانی دگر است
- رباعی شمارهٔ ۴۰۱ — لطف تو جهانی و قرانی افراشت
- رباعی شمارهٔ ۴۰۵ — ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است
- رباعی شمارهٔ ۴۰۹ — مرغ جان را میل سوی بالا نیست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۹ — گویند که عشق عاقبت تسکین است
- رباعی شمارهٔ ۴۰۳ — ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
- رباعی شمارهٔ ۴۰۶ — ماه عید است و خلق زیر و زبر است
- رباعی شمارهٔ ۴۰۴ — ما عاشق عشقیم که عشق است نجات
- رباعی شمارهٔ ۴۰۸ — ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست
- رباعی شمارهٔ ۴۰۷ — ماهی تو که فتنهای ندارم ز تو دست
- رباعی شمارهٔ ۳۹۸ — گویند که صاحب فنون عقل کل است
- رباعی شمارهٔ ۴۱۱ — مر وصل ترا هزار صاحب هوس است
- رباعی شمارهٔ ۴۱۲ — مست است دو چشم از دو چشم مستت
- رباعی شمارهٔ ۴۱۴ — مستی ز ره آمد و بما در پیوست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۰ — مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت
- رباعی شمارهٔ ۴۱۳ — مستم ز خمار عبهر جادویت
- رباعی شمارهٔ ۴۱۵ — معشوق شرابخوار و بیسامانست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۷ — من بندهٔ آن کسم که بیماش خوش است
- رباعی شمارهٔ ۴۱۸ — من زان جانم که جانها را جانست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۰ — من کوهم و قال من صدای یار است
- رباعی شمارهٔ ۴۱۶ — من آن توام کام منت باید جست
- رباعی شمارهٔ ۴۱۹ — منصور حلاجی که اناالحق میگفت
- رباعی شمارهٔ ۴۲۱ — من محو خدایم و خدا آن منست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۲ — میدان که درون تو مثال غاریست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۴ — میگفت یکی پری که او ناپیداست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۳ — میگریم زار و یار گوید زرقست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۵ — مینال که آن ناله شنو همسایه است
- رباعی شمارهٔ ۴۲۷ — ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۸ — نه چرخ غلام طبع خود رایهٔ ماست
- رباعی شمارهٔ ۴۲۶ — ناگاه بروئید یکی شاخ نبات
- رباعی شمارهٔ ۴۲۹ — نی با تو دمی نشستنم سامانست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۰ — نی بیزر و زور شه سپه بتوان داشت
- رباعی شمارهٔ ۴۳۲ — هجران خواهی طریق عشاقانست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۱ — هان ای دل خسته روز مردانگیست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۳ — هر جان عزیز کو شناسای رهست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۵ — هر چند به حلم یار ما جورکش است
- رباعی شمارهٔ ۴۴۰ — هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۷ — هرچند فراق پشت امید شکست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۹ — هر درویشی که در شکست خویش است
- رباعی شمارهٔ ۴۴۴ — هر روز به نو برآید آن دلبر مست
- رباعی شمارهٔ ۴۴۳ — هر ذره و هر خیال چون بیداریست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۸ — هرچند که بار آن شترها شکر است
- رباعی شمارهٔ ۴۴۱ — هر ذره که در هوا و در کیوانست
- رباعی شمارهٔ ۴۴۵ — هر روز حجاب بیقراران بیش است
- رباعی شمارهٔ ۴۳۴ — هر جان که از او دلبر ما شادانست
- رباعی شمارهٔ ۴۳۶ — هر چند شکر لذّت جان و جگر است
- رباعی شمارهٔ ۴۴۲ — هر ذره که در هوا و در هامون است
- رباعی شمارهٔ ۴۵۴ — یاری که غمش دوای هر بیمار است
- رباعی شمارهٔ ۴۴۷ — هر روز دل مرا سماع و طربیست
- رباعی شمارهٔ ۴۵۷ — ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث
- رباعی شمارهٔ ۴۵۵ — یکبار بمُردَم و مرا کس نَگِریست
- رباعی شمارهٔ ۴۴۸ — هر صورت کاید به از او امکان هست
- رباعی شمارهٔ ۴۴۹ — هرگز ز دماغ بنده بوی تو نرفت
- رباعی شمارهٔ ۴۵۱ — هم عابد و هم زاهد و هم خونریز است
- رباعی شمارهٔ ۴۵۲ — یاری که به حسن از صفت افزونست
- رباعی شمارهٔ ۴۵۰ — هشیار اگر زر است و گر زرین است
- رباعی شمارهٔ ۴۴۶ — هر روز دلم در غم تو زارتر است
- رباعی شمارهٔ ۴۵۳ — یاری که به نزد او گل و خار یکیست
- رباعی شمارهٔ ۴۵۶ — یک چَشمِ من از روز جدائی بگریست
- رباعی شمارهٔ ۴۶۶ — آن دشمنِ دوستروی دیدی که چه کرد
- رباعی شمارهٔ ۴۶۷ — آن دل که به شاهد نهان درنگرد
- رباعی شمارهٔ ۴۵۸ — ما را چو ز عشق میشود راست مزاج
- رباعی شمارهٔ ۴۶۹ — آن ذره که جز همدم خورشید نشد
- رباعی شمارهٔ ۴۶۸ — آندم که ز افلاک گهر ریز کند
- رباعی شمارهٔ ۴۵۹ — اندر سر من نبود جز رای صلاح
- رباعی شمارهٔ ۴۶۱ — آنان که محققان این درگاهند
- رباعی شمارهٔ ۴۶۳ — آنجا بنشین که همنشین مردانند
- رباعی شمارهٔ ۴۶۴ — آنجا که بهر سخن دل ما گردد
- رباعی شمارهٔ ۴۶۵ — آن خوبانی که فتنهٔ بتکدهاند
- رباعی شمارهٔ ۴۶۲ — آن تازه تنی که در بلای تو بود
- رباعی شمارهٔ ۴۶۰ — آبی که از این دیده چو خون میریزد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۹ — آن روز که چشم تو ز من برگردد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۷ — آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید
- رباعی شمارهٔ ۴۸۱ — آن روز که عشق با دلم بستیزد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۸ — آن روز که جانم ره کیوان گیرد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۰ — آن روز که روز ابر و باران باشد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۲ — آن را که به علم و عقل افراشتهاند
- رباعی شمارهٔ ۴۷۴ — آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۰ — آن راحت جان گرد دلم میگردد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۱ — آنرا که بضاعت قناعت باشد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۵ — آن را منگر که ذوفنون آید مرد
- رباعی شمارهٔ ۴۷۳ — آن را که خدای ناف بر عشق برید
- رباعی شمارهٔ ۴۷۶ — آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۶ — آن عشق که برق و بوش تا خلق رسید
- رباعی شمارهٔ ۴۸۴ — آن سر که بود بیخبر از می خسبد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۵ — آن طرفه جماعتی که جانشان بکشد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۸ — آن کز تو خدای این گدا میخواهد
- رباعی شمارهٔ ۴۹۰ — آن کس که ترا بیند و خندان نشود
- رباعی شمارهٔ ۴۸۷ — آن کان نبات و تنگ شکر نامد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۳ — آن روز که مهرگان گردون زدهاند
- رباعی شمارهٔ ۴۹۲ — آن کس که از آب و گل نگاری دارد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۹ — آن کس که بر آتش جهانم بنهاد
- رباعی شمارهٔ ۴۸۲ — آن روز که کار وصل را ساز آید
- رباعی شمارهٔ ۴۹۳ — آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد
- رباعی شمارهٔ ۴۹۱ — آن کس که ترا شناخت جان را چه کند
- رباعی شمارهٔ ۴۹۴ — آن کس که ز دل دم اناالحق میزد
- رباعی شمارهٔ ۴۹۵ — آن کس که مرا به صدق اقرار کند
- رباعی شمارهٔ ۵۰۲ — آنها که به کوی عارفان افتادند
- رباعی شمارهٔ ۵۰۳ — آنها که چو آب صافی و ساده روند
- رباعی شمارهٔ ۵۰۰ — آن وسوسهای که شرمها را ببرد
- رباعی شمارهٔ ۴۹۷ — آن لحظه که آن سرو روانم برسید
- رباعی شمارهٔ ۴۹۶ — آن کیست که بیرون درون مینگرد
- رباعی شمارهٔ ۴۹۹ — آن نزدیکی که دلستان را باشد
- رباعی شمارهٔ ۵۰۴ — آنها که دل از الست مست آوردند
- رباعی شمارهٔ ۵۰۵ — آنها که شب و روز ترا بر اثرند
- رباعی شمارهٔ ۴۹۸ — آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد
- رباعی شمارهٔ ۵۰۱ — آنها که بآتش خزان سوختهاند
- رباعی شمارهٔ ۵۱۳ — از آتش عشق دوست تفها بزنید
- رباعی شمارهٔ ۵۰۸ — آهو بدود چو در پیش سگ بیند
- رباعی شمارهٔ ۵۱۷ — از خاک کف پات سران حیرانند
- رباعی شمارهٔ ۵۱۶ — از تاب تو نی یار و عدو میماند
- رباعی شمارهٔ ۵۱۵ — از آدمیی دمی بجائی ارزد
- رباعی شمارهٔ ۵۱۴ — از آتش عشق سردها گرم شود
- رباعی شمارهٔ ۵۰۷ — آن یار که عقلها شکارش میشد
- رباعی شمارهٔ ۵۰۹ — اجری ده ارواحی و سلطان ابد
- رباعی شمارهٔ ۵۰۶ — آن یار که از طبیب دل برباید
- رباعی شمارهٔ ۵۱۱ — از آتش سودای توام تابی بود
- رباعی شمارهٔ ۵۱۲ — از آتش عشق تو جوانی خیزد
- رباعی شمارهٔ ۵۱۰ — از آب حیات دوست بیمار نماند
- رباعی شمارهٔ ۵۲۵ — از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
- رباعی شمارهٔ ۵۲۱ — از شربت سودای تو هر جان که مزید
- رباعی شمارهٔ ۵۲۴ — از لشکر صبرم علمی بیش نماند
- رباعی شمارهٔ ۵۱۹ — از دیدن روئیکه ترا دیده بود
- رباعی شمارهٔ ۵۲۰ — از شبنم عشق خاک آدم گل شد
- رباعی شمارهٔ ۵۲۲ — از عشق تو دریا همه شور انگیزد
- رباعی شمارهٔ ۵۱۸ — از درد چو جان تو به فریاد آید
- رباعی شمارهٔ ۵۲۸ — از یاد خدای مرد مطلق خیزد
- رباعی شمارهٔ ۵۲۳ — از عشق دلا ، نه بر زیان خواهی شد
- رباعی شمارهٔ ۵۲۶ — از ما بت عیار گریزان باشد
- رباعی شمارهٔ ۵۲۷ — از نیکی تو طبع بداندیش نماند
- رباعی شمارهٔ ۵۲۹ — افسوس که طبع دلفروزیت نبود
- رباعی شمارهٔ ۵۳۴ — امشب ساقی به مشک می گردان کرد
- رباعی شمارهٔ ۵۳۵ — امشب شب آن نیست که از خانه روند
- رباعی شمارهٔ ۵۳۰ — اکنون که رخت جان جهانی بربود
- رباعی شمارهٔ ۵۳۹ — اندر طلب آن قوم که بشتافتهاند
- رباعی شمارهٔ ۵۳۸ — اندر ره فقر دیده نادیده کنند
- رباعی شمارهٔ ۵۳۷ — اندر رمضان خاک تو زر میگردد
- رباعی شمارهٔ ۵۴۰ — اندیشهٔ هشیار تو هشیار کشد
- رباعی شمارهٔ ۵۴۱ — انوار صلاح دین برانگیخته باد
- رباعی شمارهٔ ۵۳۲ — امروز ز ما یار جنون میخواهد
- رباعی شمارهٔ ۵۳۳ — امشب چه لطیف و با نوا میگردد
- رباعی شمارهٔ ۵۳۱ — امروز خوش است هر که او جان دارد
- رباعی شمارهٔ ۵۳۶ — اندر دل بیوفا غم و ماتم باد
- رباعی شمارهٔ ۵۴۹ — ای اهل مناجات که در محرابید
- رباعی شمارهٔ ۵۴۷ — ایام وصال یار گوئی که نبود
- رباعی شمارهٔ ۵۵۳ — ای دل سر آرزو به پای اندر بند
- رباعی شمارهٔ ۵۴۸ — ای اهل صفا که در جهان گردانید
- رباعی شمارهٔ ۵۵۰ — ای دل اثر صبح گه شام که دید
- رباعی شمارهٔ ۵۵۲ — ای دل این ره به قیل و قالت ندهند
- رباعی شمارهٔ ۵۵۱ — ای دل اگرت رضای دلبر باید
- رباعی شمارهٔ ۵۴۵ — ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد
- رباعی شمارهٔ ۵۴۴ — ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد
- رباعی شمارهٔ ۵۴۳ — ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد
- رباعی شمارهٔ ۵۴۲ — اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
- رباعی شمارهٔ ۵۴۶ — ای اطلس دعوی ترا معنی برد
- رباعی شمارهٔ ۵۵۶ — ای سر روان باد خزانت مرساد
- رباعی شمارهٔ ۵۵۵ — ای روز برآ که ذرهها رقص کنند
- رباعی شمارهٔ ۵۵۷ — ای عشق ترا پری و انسان دانند
- رباعی شمارهٔ ۵۵۸ — ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید
- رباعی شمارهٔ ۵۶۰ — ای قوم که برتر از مه و مهتابید
- رباعی شمارهٔ ۵۶۳ — این پردهٔ دل دگر مکن تا نرود
- رباعی شمارهٔ ۵۶۴ — این تنهائی هزار جان بیش ارزد
- رباعی شمارهٔ ۵۶۱ — ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید
- رباعی شمارهٔ ۵۶۵ — ای نرم دلانیکه وفا میکارید
- رباعی شمارهٔ ۵۵۹ — ای عشق که جانها اثرِ جان تُوَند
- رباعی شمارهٔ ۵۵۴ — ای دوست مگو تو بندهای یا آزاد
- رباعی شمارهٔ ۵۶۲ — ای مرغ عجب که صید تو شیرانند
- رباعی شمارهٔ ۵۶۹ — این عشق به جانب دلیران گردد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۱ — این واقعه را سخت بگیری شاید
- رباعی شمارهٔ ۵۷۳ — با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۴ — با سود وصال تو زیانت نرسد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۲ — بار دگر این خسته جگر باز آمد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۵ — با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۷ — بر بنده بخند تا ثوابت باشد
- رباعی شمارهٔ ۵۶۷ — این صورت آدمی که درهم بستند
- رباعی شمارهٔ ۵۶۸ — این طرفه که یار در دامن گنجد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۶ — بخشای بر آن بنده که خوابش نبود
- رباعی شمارهٔ ۵۶۶ — این سر که در این سینهٔ ما میگردد
- رباعی شمارهٔ ۵۷۰ — این مست به بادهای دگر میگردد
- رباعی شمارهٔ ۵۸۳ — بر یار نظر کنم خجل میگردد
- رباعی شمارهٔ ۵۸۴ — بس درمانها کان مدد درد شود
- رباعی شمارهٔ ۵۷۹ — پرسیدم از آن کسی که برهان داند
- رباعی شمارهٔ ۵۸۱ — برقی که ز میغ آن جهان روی نمود
- رباعی شمارهٔ ۵۷۸ — بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد
- رباعی شمارهٔ ۵۸۲ — بر گور من آن کو گذرد مست شود
- رباعی شمارهٔ ۵۸۵ — بسیار تو را خستهروان باید شد
- رباعی شمارهٔ ۵۸۷ — بعضی به صفات حیدر کرارند
- رباعی شمارهٔ ۵۸۸ — بویت آمد، گریز را روی نماند
- رباعی شمارهٔ ۵۸۶ — بشنو اگرت تاب شنیدن باشد
- رباعی شمارهٔ ۵۸۹ — بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد
- رباعی شمارهٔ ۵۸۰ — پرسید مهم که چشم تو مه را دید
- رباعی شمارهٔ ۵۹۱ — بیتو جانا قرار نتوانم کرد
- رباعی شمارهٔ ۵۹۰ — بیبحر صفا گوهر ما سنگ آمد
- رباعی شمارهٔ ۵۹۲ — بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد
- رباعی شمارهٔ ۵۹۴ — پیران خرابات غمت بسیارند
- رباعی شمارهٔ ۵۹۷ — بیعشق نشاط و طرب افزون نشود
- رباعی شمارهٔ ۵۹۳ — بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
- رباعی شمارهٔ ۵۹۶ — بیزارم از آن لعل که پیروزه بود
- رباعی شمارهٔ ۵۹۸ — بیمارم و غم در امتحانم دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۰۱ — بییاری تو دل بسوی یار نشد
- رباعی شمارهٔ ۵۹۹ — بیمن به زبان من سخن میآید
- رباعی شمارهٔ ۵۹۵ — بیزارم از آن آب که آتش نشود
- رباعی شمارهٔ ۶۰۰ — پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
- رباعی شمارهٔ ۶۰۷ — تا رهبر تو طبع بدآموز بود
- رباعی شمارهٔ ۶۰۵ — تا در دل من عشق تو اندوخته شد
- رباعی شمارهٔ ۶۰۹ — تا گوهر جان در این طبایع افتاد
- رباعی شمارهٔ ۶۱۱ — نایی ببرید از نیستان استاد
- رباعی شمارهٔ ۶۱۳ — تنها بمرو که رهزنان بسیارند
- رباعی شمارهٔ ۶۱۰ — تا مدرسه و مناره ویران نشود
- رباعی شمارهٔ ۶۰۸ — تا سر نشود یقین که سرکش نشود
- رباعی شمارهٔ ۶۱۲ — بانگ مستی ز آسمان میآید
- رباعی شمارهٔ ۶۰۴ — تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد
- رباعی شمارهٔ ۶۰۶ — تا در طلب مات همی کام بود
- رباعی شمارهٔ ۶۰۳ — تا بنده ز خود فانی مطلق نشود
- رباعی شمارهٔ ۶۰۲ — تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
- رباعی شمارهٔ ۶۱۵ — تو هیچ نهای و هیچ توبه ز وجود
- رباعی شمارهٔ ۶۱۶ — تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید
- رباعی شمارهٔ ۶۱۷ — جامی که بگیرم میش انوار بود
- رباعی شمارهٔ ۶۱۴ — تو جانی و هر زنده غم جان بکشد
- رباعی شمارهٔ ۶۱۹ — جان باز که وصل او به دستان ندهند
- رباعی شمارهٔ ۶۱۸ — جانا تبش عشق به غایت برسید
- رباعی شمارهٔ ۶۲۲ — جان روی به عالم همایون آورد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۳ — جان کیست که او بدیده کار تو کند
- رباعی شمارهٔ ۶۲۰ — جان چو سمندرم نگاری دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۴ — جان محرم درگاه همی باید برد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۱ — جان را جستم ببحر مرجان آمد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۵ — جانم ز هواهای تو یادی دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۳ — جودت همه آن کند که دریا نکند
- رباعی شمارهٔ ۶۳۵ — چون بدنامی بروزگاری افتد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۸ — جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
- رباعی شمارهٔ ۶۳۴ — جوزی که درونش مغز شیرین باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۶ — چون خمر تو در ساغر ما در ریزند
- رباعی شمارهٔ ۶۲۹ — جز صحبت عاشقان و مستان مپسند
- رباعی شمارهٔ ۶۲۶ — جانیکه در او از تو خیالی باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۲۷ — جائیکه در او چون نگاری باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۷ — چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۲ — چشمی که نظر بدان گل و لاله کند
- رباعی شمارهٔ ۶۳۰ — چشمت صنما هزار دلدار کشد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۱ — چشم تو هزار سحر مطلق دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۰ — چون زیر افکند در عراق آمیزد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۴ — چون نیستی تو محض اقرار بود
- رباعی شمارهٔ ۶۴۶ — خاک توام و خدای حق میداند
- رباعی شمارهٔ ۶۴۸ — خوابم ز خیال روی تو پشت بداد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۵ — حاشا که دل از عشق جهانرا نگرد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۷ — خاموش مرا ز گفت, گفتار تو کرد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۹ — خواهم گردی که از هوای تو رسد
- رباعی شمارهٔ ۶۳۸ — چون دیده برفت توتیای تو چه سود
- رباعی شمارهٔ ۶۳۹ — چون روز وصال یار ما نیست پدید
- رباعی شمارهٔ ۶۴۱ — چون شاهد پوشیده خرامان گردد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۲ — چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
- رباعی شمارهٔ ۶۴۳ — چون صورت تو در دل ما بازآید
- رباعی شمارهٔ ۶۵۵ — خون دل عاشقان چو جیحون گردد
- رباعی شمارهٔ ۶۵۱ — خورشید که باشد که بروی تو رسد
- رباعی شمارهٔ ۶۵۲ — خورشید که در خانه بقا می نکند
- رباعی شمارهٔ ۶۵۳ — خورشید مگر بسته به پیشت میرد
- رباعی شمارهٔ ۶۵۶ — دامان جلال تو ز دستم نشود
- رباعی شمارهٔ ۶۵۴ — خوش عادت خوش خو که محمد دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۵۸ — در باغ آیید و سبز پوشان نگرید
- رباعی شمارهٔ ۶۵۷ — دانی صوفی بهر چه بسیار خورد
- رباعی شمارهٔ ۶۶۰ — در بندم از آن دو زلف بند اندر بند
- رباعی شمارهٔ ۶۵۹ — در باغ هزار شاهد مهرو بود
- رباعی شمارهٔ ۶۵۰ — خواهم که دلم با غم همخو باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۶۱ — در حضرت حق ستوده درویشانند
- رباعی شمارهٔ ۶۶۲ — در خدمتت ای جان چو بدن میافتد
- رباعی شمارهٔ ۶۶۴ — در راه طلب رسیدهای میباید
- رباعی شمارهٔ ۶۶۳ — در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید
- رباعی شمارهٔ ۶۶۸ — در عشق اگرچه خرده بینم کردند
- رباعی شمارهٔ ۶۷۰ — در عشق توام وفا قرین میباید
- رباعی شمارهٔ ۶۶۶ — در سینهٔ هر که ذرهای دل باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۶۵ — در سلسلهات هر آنکه پا بست شود
- رباعی شمارهٔ ۶۶۷ — در صحبت حق خموش میباید بود
- رباعی شمارهٔ ۶۷۳ — در عشق نه پستی نه بلندی باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۷۲ — در عشق اگر دمی قرارت باشد
- رباعی شمارهٔ ۶۶۹ — در عشق توام نصیحت و پند چه سود
- رباعی شمارهٔ ۶۷۱ — در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد
- رباعی شمارهٔ ۶۷۴ — در عشق هزار جان و دل بس نکند
- رباعی شمارهٔ ۶۷۸ — در لشکر عشق چونکه خونریز کنند
- رباعی شمارهٔ ۶۷۶ — در گریهٔ خون مرا شکر خند تو کرد
- رباعی شمارهٔ ۶۷۷ — در کوی خرابات تکبر نخرند
- رباعی شمارهٔ ۶۷۵ — در کام دل آنچه بود نفسم همه راند
- رباعی شمارهٔ ۶۷۹ — در مدرسهٔ عشق اگر قال بود
- رباعی شمارهٔ ۶۸۰ — در میطلبی ز چشمه در بر ناید
- رباعی شمارهٔ ۶۸۱ — در معنی هست و در عیان نیست که دید
- رباعی شمارهٔ ۶۸۲ — در مغز فلک چو عشق تو جا گیرد
- رباعی شمارهٔ ۶۸۳ — ای دل، اثر صبح، گه شام که دید
- رباعی شمارهٔ ۶۸۴ — در نفی تو عقل را امان نتوان داد
- رباعی شمارهٔ ۶۸۵ — درویش که اسرار جهان میبخشد
- رباعی شمارهٔ ۶۹۳ — دل جمله حکایت از بهار تو کند
- رباعی شمارهٔ ۶۸۸ — دردی داری که بحر را پر دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۸۹ — دست تو به جود طعنه بر میغ زند
- رباعی شمارهٔ ۶۹۲ — دلتنگ مشو که دلگشائی آمد
- رباعی شمارهٔ ۶۹۴ — دل داد مرا که دلستان را بزدم
- رباعی شمارهٔ ۶۹۱ — دل با هوس تو زاد و بودی دارد
- رباعی شمارهٔ ۶۹۷ — دل دوش در این عشق حریف ما بود
- رباعی شمارهٔ ۶۹۵ — دلدار ابد گرد دلم میگردد
- رباعی شمارهٔ ۶۸۶ — در عشق توم وفا قرین میباید
- رباعی شمارهٔ ۶۸۷ — دریا نکند سیر مرا جو چه کند
- رباعی شمارهٔ ۶۹۶ — دل در پی دلدار بسی تاخت و نشد
- رباعی شمارهٔ ۶۹۰ — دشنام که از لب تو مهوش باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۰۲ — دوش از قمر تو آسمان مینوشید
- رباعی شمارهٔ ۷۰۱ — دوش آن بت من همچو مه گردون بود
- رباعی شمارهٔ ۷۰۳ — دو کون خیال خانهای بیش نبود
- رباعی شمارهٔ ۶۹۹ — دلها به سماع بیقرار افتادند
- رباعی شمارهٔ ۷۰۵ — دی بنده بر آن قمر جانی شد
- رباعی شمارهٔ ۷۰۶ — دی چشم تو رای سحر مطلق میزد
- رباعی شمارهٔ ۷۰۸ — دی میرفتی بر تو نظر میکردند
- رباعی شمارهٔ ۷۰۷ — دیدم رخت از غم سر موئیم نماند
- رباعی شمارهٔ ۷۰۴ — دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد
- رباعی شمارهٔ ۶۹۸ — دل را بدهم پند که عمدا نرود
- رباعی شمارهٔ ۷۰۹ — دیوانه میان خلق پیدا باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۰۰ — دل هرچه در آشکار و پنهان گوید
- رباعی شمارهٔ ۷۱۰ — رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
- رباعی شمارهٔ ۷۱۲ — روز آمد و غوغای تو در بردارد
- رباعی شمارهٔ ۷۱۳ — روز شادیست غم چرا باید خورد
- رباعی شمارهٔ ۷۱۴ — روز محک محتشم و دون آمد
- رباعی شمارهٔ ۷۱۶ — روزی که جمال آن صنم دیده شود
- رباعی شمارهٔ ۷۱۷ — روزی که خیال دلستان رقص کند
- رباعی شمارهٔ ۷۱۵ — روزیکه بود دلت ز جان پر از درد
- رباعی شمارهٔ ۷۱۸ — روزی که ز کار کمترک میآید
- رباعی شمارهٔ ۷۲۱ — رو نیکی کن که دهر نیکی داند
- رباعی شمارهٔ ۷۱۹ — روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند
- رباعی شمارهٔ ۷۲۰ — روزیکه وجودها تولد گیرد
- رباعی شمارهٔ ۷۱۱ — رو دیده بدوز تا دلت دیده شود
- رباعی شمارهٔ ۷۲۹ — سر دل عاشقان ز مطرب شنوید
- رباعی شمارهٔ ۷۳۲ — سرهای درختان گل تر میچینند
- رباعی شمارهٔ ۷۳۱ — سرویکه ز باغ پاکبازان باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۳۰ — سر مستان را ز محتسب ترسانند
- رباعی شمارهٔ ۷۲۲ — زان آب که چرخ از آن بسر میگردد
- رباعی شمارهٔ ۷۳۳ — سرهای درختان گل رعنا چیدند
- رباعی شمارهٔ ۷۲۴ — ز اول که مرا عشق نگارم بربود
- رباعی شمارهٔ ۷۲۳ — زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید
- رباعی شمارهٔ ۷۲۷ — زندان تو از نجات خوشتر باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۲۵ — زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند
- رباعی شمارهٔ ۷۲۶ — زلف تو به حسن ذوفنونها برزد
- رباعی شمارهٔ ۷۲۸ — زنهار مگو که رهروان نیز نیند
- رباعی شمارهٔ ۷۴۴ — شب گشت که خلقان همه در خواب روند
- رباعی شمارهٔ ۷۳۷ — شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید
- رباعی شمارهٔ ۷۳۶ — شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد
- رباعی شمارهٔ ۷۳۵ — سوز دل عاشقان شررها دارد
- رباعی شمارهٔ ۷۳۸ — شادی همه طالبان که مطلوب رسید
- رباعی شمارهٔ ۷۴۱ — شاهیست که تو هرچه بپوشی داند
- رباعی شمارهٔ ۷۳۹ — شادم که غم تو در دل من گنجد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۰ — شادی زمانه با غمم برنامد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۳ — شب رفت کجا رفت همانجای که بود
- رباعی شمارهٔ ۷۴۲ — شب چون دل عاشقان پر از سودا شد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۵ — شور آوردم که گاو گردون نکشد
- رباعی شمارهٔ ۷۳۴ — سودای ترا بهانهای بس باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۶ — شور عجبی در سر ما میگردد
- رباعی شمارهٔ ۷۵۰ — صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
- رباعی شمارهٔ ۷۵۴ — طاوس نهای که بر جمالت نگرند
- رباعی شمارهٔ ۷۵۱ — صد بار ز سر برفت عقلم و آمد
- رباعی شمارهٔ ۷۵۳ — صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۷ — شیرین سخنی در دل ما میخندد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۹ — صبح آمد و وقت روشنائی آمد
- رباعی شمارهٔ ۷۴۸ — صافی صفت و پاک نظر باید بود
- رباعی شمارهٔ ۷۵۲ — صد سال بقای آن بت مهوش باد
- رباعی شمارهٔ ۷۵۵ — عارف چو گل و جز گل خندان نبود
- رباعی شمارهٔ ۷۵۶ — هر دل که درو مهر تو پنهان نبود
- رباعی شمارهٔ ۷۵۷ — عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود
- رباعی شمارهٔ ۷۶۰ — عشاق به یک دم دو جهان در بازند
- رباعی شمارهٔ ۷۶۳ — عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود
- رباعی شمارهٔ ۷۶۴ — عشق تو بهر صومعه مستی دارد
- رباعی شمارهٔ ۷۵۹ — عاشق که تواضع ننماید چکند
- رباعی شمارهٔ ۷۶۲ — عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد
- رباعی شمارهٔ ۷۶۱ — عشق آن باشد که خلق را دارد شاد
- رباعی شمارهٔ ۷۶۷ — عشقی آمد که عشقها سودا شد
- رباعی شمارهٔ ۷۶۵ — عشق تو خوشی چو قصد خونریز کند
- رباعی شمارهٔ ۷۶۶ — عشق تو سلامت ز جهان میببرد
- رباعی شمارهٔ ۷۵۸ — عاشق که بناز و ناز کی فرد بود
- رباعی شمارهٔ ۷۶۹ — علم فقها ز شرع و سنت باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۶۸ — عقل و دل من چه عیشها میداند
- رباعی شمارهٔ ۷۷۱ — غم را بر او گزیده میباید کرد
- رباعی شمارهٔ ۷۷۵ — قد الفم ز مشق چون جیم افتاد
- رباعی شمارهٔ ۷۷۲ — غم کیست که گرد دل مردان گردد
- رباعی شمارهٔ ۷۷۹ — گر با دل و دنده هیچ کارم افتد
- رباعی شمارهٔ ۷۷۳ — فردا که به محشر اندر آید زن و مرد
- رباعی شمارهٔ ۷۷۴ — قاصد پی اینکه بنده خندان نشود
- رباعی شمارهٔ ۷۷۶ — قومی به خرابات تو اندر بندند
- رباعی شمارهٔ ۷۷۷ — کاری ز درون جان میباید
- رباعی شمارهٔ ۷۷۸ — کامل صفتی راه فنا میپیمود
- رباعی شمارهٔ ۷۸۱ — گر خواب ترا خواجه گرفتار کند
- رباعی شمارهٔ ۷۸۰ — گر چرخ ترا خدمت پیوست کند
- رباعی شمارهٔ ۷۷۰ — عید آمده کز تو عید عیدانه برد
- رباعی شمارهٔ ۷۸۲ — گر در طلبی ز چشمه در بر ناید
- رباعی شمارهٔ ۷۸۴ — گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد
- رباعی شمارهٔ ۷۸۸ — گر مرده شود تن بر خود جاش کنند
- رباعی شمارهٔ ۷۸۷ — گر ما نه همه تنور سوزان باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۹۱ — کس از خم چوگان تو گوئی نبرد
- رباعی شمارهٔ ۷۸۵ — گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید
- رباعی شمارهٔ ۷۸۹ — گر نگریزی ز ما بنازی چه شود
- رباعی شمارهٔ ۷۸۶ — اگر عاشق را فنا و مردن باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۹۰ — گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۹۲ — کس واقف آن حضرت شاهانه نشد
- رباعی شمارهٔ ۷۹۳ — کشتی چو به دریای روان میگذرد
- رباعی شمارهٔ ۷۸۳ — گر دریا را همه نهنگان گیرند
- رباعی شمارهٔ ۷۹۵ — گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
- رباعی شمارهٔ ۸۰۰ — گوید چونی خوشی و در خنده شود
- رباعی شمارهٔ ۷۹۷ — گفتم که ز خردی دل من نیست پدید
- رباعی شمارهٔ ۷۹۶ — گفتم که به من رسید دردت بمزید
- رباعی شمارهٔ ۷۹۸ — گفتی که بگو زبان چه محرم باشد
- رباعی شمارهٔ ۷۹۹ — کو پای که او باغ و چمن را شاید
- رباعی شمارهٔ ۸۰۳ — کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۰۵ — کی گفت که آن زندهٔ جاوید بمرد
- رباعی شمارهٔ ۷۹۴ — گفتم بیتی نگار از من رنجید
- رباعی شمارهٔ ۸۰۲ — کی باشد کین نبش بنوش تو رسد
- رباعی شمارهٔ ۸۰۴ — کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۰۱ — گویند که فردوس برین خواهد بود
- رباعی شمارهٔ ۸۱۲ — مائیم ز عشق یافته مرهم خود
- رباعی شمارهٔ ۸۱۴ — مردان رهش زنده به جان دگرند
- رباعی شمارهٔ ۸۱۳ — مردان رهت که سر معنی دانند
- رباعی شمارهٔ ۸۱۶ — مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد
- رباعی شمارهٔ ۸۱۷ — مرغی که ز باغ پاکبازان باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۱۵ — مردیکه به هست و نیست قانع گردد
- رباعی شمارهٔ ۸۰۷ — لعلیست که او شکر فروشی داند
- رباعی شمارهٔ ۸۰۶ — لبهای تو آنگه که با ستیز بود
- رباعی شمارهٔ ۸۰۹ — هر لحظه میی به جان سرمست دهد
- رباعی شمارهٔ ۸۱۰ — ما میخواهیم و دیگران میخواهند
- رباعی شمارهٔ ۸۰۸ — ما بسته بدیم بند دیگر آمد
- رباعی شمارهٔ ۸۱۱ — ماهی که کمر گرد قمر میبندد
- رباعی شمارهٔ ۸۲۳ — معشوقه خانگی بکاری ناید
- رباعی شمارهٔ ۸۲۵ — مگذار که وسوسه زبونت گیرد
- رباعی شمارهٔ ۸۲۴ — مگذار که غصه در میانت گیرد
- رباعی شمارهٔ ۸۲۸ — من بیخبرم خدای خود میداند
- رباعی شمارهٔ ۸۲۶ — من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
- رباعی شمارهٔ ۸۲۹ — من چوب گرفتم به کفم عود آمد
- رباعی شمارهٔ ۸۲۷ — من بندهٔ یاری که ملالش نبود
- رباعی شمارهٔ ۸۱۸ — مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد
- رباعی شمارهٔ ۸۲۱ — مطرب خواهم که عاشق مست بود
- رباعی شمارهٔ ۸۱۹ — مستان غمت بار دگر شوریدند
- رباعی شمارهٔ ۸۲۰ — مشکین رسنت چو پردهٔ ماه شود
- رباعی شمارهٔ ۸۲۲ — معشوقه چو آفتاب تابان گردد
- رباعی شمارهٔ ۸۳۰ — مه را طرفی به ماه رو میماند
- رباعی شمارهٔ ۸۳۳ — میجوشد دل که تا به جوش تو رسد
- رباعی شمارهٔ ۸۳۷ — و هو معکم از او خبر میآید
- رباعی شمارهٔ ۸۳۴ — میگوید عشق هرکه جان پیش کشد
- رباعی شمارهٔ ۸۳۶ — گر راه روی راه برت بگشایند
- رباعی شمارهٔ ۸۴۱ — هرچیز که بسیار شود خوار شود
- رباعی شمارهٔ ۸۳۸ — هان ای دل خسته وقت مرهم آمد
- رباعی شمارهٔ ۸۳۹ — هر جا به جهان تخم وفا برکارند
- رباعی شمارهٔ ۸۳۵ — نی آب روان ز ماهیان سیر شود
- رباعی شمارهٔ ۸۴۰ — هر چند دلم رضا او میجوید
- رباعی شمارهٔ ۸۳۱ — مهرویان را یکان یکان برشمرید
- رباعی شمارهٔ ۸۳۲ — میآ ید یار و چون شکر میخندد
- رباعی شمارهٔ ۸۴۳ — هر روز دلم نو شکری نوش کند
- رباعی شمارهٔ ۸۴۲ — هر دل که بسوی دلربائی نرود
- رباعی شمارهٔ ۸۴۵ — هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند
- رباعی شمارهٔ ۸۴۶ — هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
- رباعی شمارهٔ ۸۴۴ — هر شب که دل سپهر گلشن گردد
- رباعی شمارهٔ ۸۴۸ — هر قبض اثر علت اولی باشد
- رباعی شمارهٔ ۸۴۷ — هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
- رباعی شمارهٔ ۸۵۰ — هر کو بگشاده گرهی میبندد
- رباعی شمارهٔ ۸۴۹ — هرگز حق صحبت قدیمت نبود
- رباعی شمارهٔ ۸۵۱ — هر لحظه همی خوانمش از راه بعید
- رباعی شمارهٔ ۸۵۲ — هر لقمهٔ خوش که بر دهان میگردد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۳ — هر موی زلف او یکی جان دارد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۹ — یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۴ — هستی اثری ز نرگس مست تو بود
- رباعی شمارهٔ ۸۵۸ — همواره خوشی و دلکشی نامیزد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۶ — هل تا برود سرش به دیوار آید
- رباعی شمارهٔ ۸۵۷ — هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد
- رباعی شمارهٔ ۸۵۵ — هشدار که فضل حق بناگاه آید
- رباعی شمارهٔ ۸۶۰ — یاران یاران ز هم جدائی مکنید
- رباعی شمارهٔ ۸۶۲ — یاریکه مرا در غم خود میبندد
- رباعی شمارهٔ ۸۶۱ — یاری خواهم که فتنهانگیز بود
- رباعی شمارهٔ ۸۶۵ — آن جمع کن جان پراکنده بیار
- رباعی شمارهٔ ۸۶۴ — یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود
- رباعی شمارهٔ ۸۶۳ — یک سو مشکوة امر پیغام نهاد
- رباعی شمارهٔ ۸۶۸ — آن کس که ترا دیده بود ای دلبر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۰ — امروز من از تشنه دهانی و خمار
- رباعی شمارهٔ ۸۶۹ — از عاشق بدنام بیا ننگ مدار
- رباعی شمارهٔ ۸۷۱ — اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۴ — ای بوده سماع آسمانرا ره و در
- رباعی شمارهٔ ۸۷۳ — ای آنکه دلت باید بر وی مگذر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۲ — ای آمده ز آسمان درین عالم دیر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۶ — ای دلبر عیّار دلِ نیکوفر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۵ — ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۷ — ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار
- رباعی شمارهٔ ۸۶۶ — آن زلف سیاه و قد رعناش نگر
- رباعی شمارهٔ ۸۶۷ — آن ساقی روح دردهد جام آخر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۸ — ای زادهٔ ساقی هله از غم بگذر
- رباعی شمارهٔ ۸۷۹ — ای ظل تو از سایهٔ طوبی خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۰ — ای عشق خوشی چه خوش که از خوش خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۴ — بالا منشین که هست پستی خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۳ — بالا بنگر دو چشم را بالا دار
- رباعی شمارهٔ ۸۸۷ — تا بتوانی مدام میباش به ذکر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۸ — تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار
- رباعی شمارهٔ ۸۸۲ — این صورت باغست و در او نیست ثمر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۱ — ای مرد سماع معده را خالی دار
- رباعی شمارهٔ ۸۸۶ — بسیار بخواندهام دستان و سمر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۵ — با همت باز باش و یا هیبت شیر
- رباعی شمارهٔ ۸۸۹ — چون از رخ یار دور گشتم به بهار
- رباعی شمارهٔ ۹۰۱ — روی چو مهت پیش چراغ اولیتر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۰ — رفتم به سر گور کریم دلدار
- رباعی شمارهٔ ۸۹۱ — چون دید رخ زرد من آن شهره نگار
- رباعی شمارهٔ ۸۹۳ — خورشید همی زرد شود بر دیوار
- رباعی شمارهٔ ۸۹۰ — چون بت رخ تست بتپرستی خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۹۲ — خواهی بستان حلقهٔ مستان بنگر
- رباعی شمارهٔ ۸۹۴ — در باغ در نیامدم گرد آور
- رباعی شمارهٔ ۸۹۶ — در مصطبهها گرد و خرابات نگر
- رباعی شمارهٔ ۸۹۵ — در خاک در وفای آن سیمین بر
- رباعی شمارهٔ ۸۹۷ — در نوبت عشق چشم باشد در بار
- رباعی شمارهٔ ۸۹۸ — دست و دل ما هرچه تهیتر خوشتر
- رباعی شمارهٔ ۸۹۹ — دوری ز برادر منافق بهتر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۴ — سیلاب گرفت گرد ویرانهٔ عمر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۵ — طبعم چو حیات یافت از جلوهٔ فکر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۶ — فرمود خدا به وحی کای پیغمبر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۹ — گر گل کارم بیتو نروید جز خار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۱ — گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۷ — گر جان داری بیار جان باز آخر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۸ — گر در سر و چشم عقل داری و بصر
- رباعی شمارهٔ ۹۱۰ — گفتم بنما که چون کنم بمیر
- رباعی شمارهٔ ۹۱۲ — گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار
- رباعی شمارهٔ ۹۰۲ — زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر
- رباعی شمارهٔ ۹۰۳ — ساقی گفتم ترا می ساده بیار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۳ — گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار
- رباعی شمارهٔ ۹۲۰ — من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۶ — مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر
- رباعی شمارهٔ ۹۲۴ — هر دم دل خستهام برنجاند یار
- رباعی شمارهٔ ۹۲۲ — میآید گرگ نزد ما وقت سحر
- رباعی شمارهٔ ۹۲۳ — هر دم دل جمع را برنجاند یار
- رباعی شمارهٔ ۹۲۵ — هین وقت صبوحست می ناب بیار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۴ — گوش ما را بیدم اسرار مدار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۵ — ای بسته حجاب، پردها را بردار
- رباعی شمارهٔ ۹۱۸ — مجنون و پریشان توام دستم گیر
- رباعی شمارهٔ ۹۱۷ — مجموع تن و قالب خود را بنگر
- رباعی شمارهٔ ۹۱۹ — من دم نزنم از این جهان دمگیر
- رباعی شمارهٔ ۹۲۱ — من مسخرهٔ تو نیستم ای فاجر
- رباعی شمارهٔ ۹۲۶ — آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
- رباعی شمارهٔ ۹۲۸ — آمد دی دیوانه و شبهای دراز
- رباعی شمارهٔ ۹۲۷ — آمد بر من دوش نگاری سر تیز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۵ — ای دل همه رخت را در این کوی انداز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۱ — ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز
- رباعی شمارهٔ ۹۲۹ — آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۲ — ای جان سماع و روزه و حج و نماز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۰ — آن یار نهان کشید باز دستم امروز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۳ — ای جان لطیف بیغم عشق مساز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۴ — ای دل ز جفای دلستانان مگریز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۶ — ای ذره ز خورشید توانی بگریز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۷ — ای صلح تو با بنده همه جنگ آمیز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۱ — ای لاله بیا و از رخم رنگ آموز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۲ — امروز خوشم به جان تو فردا نیز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۹ — ای عشق نخسبی و نخفتی هرگز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۰ — ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۳ — امروز مرو از برم ای یار بساز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۶ — بازی بودم پریده از عالم راز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۵ — بازآمدم اینک که زنم آتش نیز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۴ — امشب که گشاده است صنم با ما راز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۸ — جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۹ — زنها مشو غره به بیباکی باز
- رباعی شمارهٔ ۹۴۷ — بنمای بمن رخ ای شمع طراز
- رباعی شمارهٔ ۹۳۸ — ای عشق تو داده باز جان را پرواز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۳ — دل بر سر تو بدل نجوید هرگز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۶ — صد بار بگفتمت ز مستان مگریز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۵ — شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۸ — گر بکشندم نگردم از عشق توباز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۴ — زین سنگدلان نشد دلی نرم هنوز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۱ — ماییم و توی و خانه خالی برخیز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۰ — گر گوهر طاعتی نسفتم هرگز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۹ — گر در ره عشق او نباشی سرباز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۲ — دل آمد و گفت هست سوداش دراز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۷ — صد بار بگفت یار هرجا مگریز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۱ — در سر هوس عشق تو دارم همه روز
- رباعی شمارهٔ ۹۵۰ — درد تو علاج کس پذیرد هرگز
- رباعی شمارهٔ ۹۷۱ — هین وقت صبوحست میان شب و روز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۹ — میگوید مرمرا نگار دلسوز
- رباعی شمارهٔ ۹۷۲ — یاری خواهی ز یار با یار بساز
- رباعی شمارهٔ ۹۷۰ — نی چارهٔ آنکه با تو باشم همراز
- رباعی شمارهٔ ۹۷۳ — یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۲ — مائیم و دمی کوته و سودای دراز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۳ — مائیم و هوای یار مه رو شب و روز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۴ — مردانه بیا که نیست کار تو مجاز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۵ — معشوقهٔ ما کران نگیرد هرگز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۸ — من همتیم کجا بود چون من باز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۷ — من سیر نگشتهام ز تو یار هنوز
- رباعی شمارهٔ ۹۶۶ — من بودم و دوش آن بت بنده نواز
- رباعی شمارهٔ ۹۷۴ — آمد آمد ترش ترش یعنی بس
- رباعی شمارهٔ ۹۷۷ — از روز قیامت جهانسوز بترس
- رباعی شمارهٔ ۹۷۵ — احوال دلم هر سحر از باد بپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۰ — چون روبه من شدی تو از شیر مترس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۱ — دارد به قدح می حرامی که مپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۳ — رو در صف بندگان ما باش و مترس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۲ — دلدار چنان مشوش آمد که مپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۴ — رو مرکب عشق را قوی ران و مترس
- رباعی شمارهٔ ۹۷۸ — ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۷۹ — جانا صفت قدم ز ابروت بپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۵ — رویم چو زر زمانه میبین و مپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۷۶ — از حادثهٔ جهان زاینده مترس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۹ — هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس
- رباعی شمارهٔ ۹۸۷ — عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس
- رباعی شمارهٔ ۹۹۳ — آندیده که هست عاشق گلزارش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۱ — آن دل که من آن خویش پنداشتمش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۲ — آن دم که حق بندهگزاری همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۹۸۸ — مر تشنهٔ عشق را شرابیست مترس
- رباعی شمارهٔ ۹۹۴ — آنرا که رسول دوست پنداشتمش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۰ — آتش در زن ز کبریا در کویش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۷ — از آتش تو فتاده جانم در جوش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۶ — آنکس که نظر کند به چشم مستش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۵ — آن رند و قلندر نهان آمد فاش
- رباعی شمارهٔ ۹۸۶ — زین عشق پر از فعل جهانسوز بترس
- رباعی شمارهٔ ۹۹۸ — امروز حریف عشق بانگی زد فاش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۳ — گفتی چونی بیا که چون روزم خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۱ — ای جان جهان و روشنائی همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۰ — ای باد صبا به کوی آن دلبر کش
- رباعی شمارهٔ ۹۹۹ — اندر بر خویشم بفشاری همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۴ — گه باده لقب نهادم و گه جامش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۲ — ای چشم بیا دامن خود در خون کش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۶ — من شیشه زنم بر آن دل سنگ خوشش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۵ — مرغان رفتند بر سلیمان بخروش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۷ — ناگه بزدم دست بسوی جیبش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۹ — هان ای دل تشنه، جوی را جویان باش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۰۸ — نیمی دف من به موش دادی همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۲ — ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۴ — ای زلف پر از مشک تتاری همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۶ — ای عشق بیا به تلخ خویان خو بخش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۷ — ای کرده به پنج شمع روشن هر شش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۸ — ای گنج بیا زود به ویرانهٔ خویش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۵ — ای سودائی برو پی سودا باش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۰ — با دل گفتم ز دیگران بیش مباش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۱ — با پیر خرد نهفته میگویم دوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۹ — ای یار مرا موافقی وقتت خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۱ — ای دل برو از عاقبت اندیشان باش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۰ — هرچند ملولی نفسی با ما باش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۱۳ — ای روی چو آفتاب تو شادی کش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۴ — بر دل چو شکفته گشت اسرار غمش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۱ — چون رنگ بدزدید گل از رخسارش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۵ — بر من بگریست نرگس خمارش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۶ — بیچاره دل سوختهٔ محنت کش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۲ — خائیدن آن لب که چشیدی شکرش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۹ — تا در نزنی بهر چه داری آتش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۷ — پیوسته مرید حق شو و باقی باش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۸ — تا بتوانی تو جامهٔ عشق مپوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۰ — جان جانی بیا میان جان باش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۳ — دانم که برای ما نخفتی همه دوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۳ — بر جان و دل و دیده سواری همه خوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۲۲ — با ما چه نهای مشو رفیق اوباش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۷ — دلدار مرا وعده دهد نشنومش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۹ — رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۰ — سودای توام در جنون میزد دوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۸ — دل یاد تو آرد برود هوش ز هوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۱ — سوگند بدان دل که شده است او پستش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۲ — شب چیست برای ما زمان نالش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۵ — گر ناله کنم گوید یعقوب مباش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۳ — کاری کردم نگه نکردم پس و پیش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۴ — در انجمنی نشسته دیدم دوشش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۴ — گر میکشدم غم تو هر دم مکش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۵ — در حلقهٔ مستان تو ای دلبر دوش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۳۶ — در مجلس سلطان بشکستم جامش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۱ — مهمان توایم ما و مهمان سماع
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۸ — امروز سماعست و سماعست و سماع
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۶ — گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۴ — بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۹ — عشقست زهر چه آن نشاید مانع
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۲ — هر روز بیاید آن سپهدار سماع
- رباعی شمارهٔ ۱۰۴۷ — الجوهر فقر و سوی الفقر عرض
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۰ — عاشق گردد بگرد اطلال و ربوع
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۷ — گویند که عشق بانگ و نامست دروغ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۳ — ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۶ — گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۵ — گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۳ — گویند مرا چند بخندی ز گزاف
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۰ — امروز طوافست طوافست طواف
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۴ — مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۱ — با زنگی امشب چو شدستی به مصاف
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۲ — در فقر فقیر باش و در صفوت صاف
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۹ — لو کان اقل هذه الاشواق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۶ — آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۵ — آن تاق که نیست جفتش اندر آفاق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۷ — ای داروی فربهی و جان عاشق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۶۸ — تمکین و قرار من که دارد در عشق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹ — از دل سوی دلدار شکافست شکاف
- رباعی شمارهٔ ۱۰۵۸ — گویند که یار را وفا نیست دروغ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۸ — برزن به سبوی صحبت نادان سنگ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۷ — با همت باز باش و با کبر پلنگ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۳ — حاشا که شود سینهٔ عاشق غمناک
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۰ — میگردد این روی جهان رنگ به رنگ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۵ — در بحر صفا گداختم همچو نمک
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۱ — یک چند میان خلق کردیم درنگ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۴ — خندید فرح تا بزنی انگشتک
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۹ — چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۱ — هر روز بنو برآید آن دلبر عشق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۲ — چون گشت طلسم جسم آدم چالاک
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶ — آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ
- رباعی شمارهٔ ۱۰۷۰ — هر دل که طواف کرد گرد در عشق
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۴ — آواز گرفته است خروشان مینال
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۵ — از عقل دلیل آید و از عشق خلیل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۲ — آنکس که ترا دید و نخندید چو گل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۶ — از من زر و دل خواستی ای مهر گسل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۹ — این نکته شنو ز بنده ای نقش چگل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۳ — آن می که گشود مرغ جان را پر و بال
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۸ — این عشق کمالست و کمالست و کمال
- رباعی شمارهٔ ۱۰۸۷ — اسرار حقیقت نشود حل به سؤال
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۱ — جانی دارم لجوج و سرمست و فضول
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰ — پر از عیسی است این جهان مالامال
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۳ — چون دم زدی از مهر رخ یار ای دل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۲ — چون آمدهای در این بیابان حاصل
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۰ — عمری به هوس در تک و تاز آمد دل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۷ — در عشق نوا جزو زند آنگه کل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۸ — عشقی به کمال و دلربائی به جمال
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۲ — مردا منشین جز که به پهلوی رجال
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۱ — عندی جمل و من اشتیاق و فضول
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۹ — عشقی دارم پاکتر از آب زلال
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۵ — هم شاهد دیدهای و هم شاهد دل
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۴ — نومید مشو امید میدار ای دل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۵ — الخمر و منالزق ینادیک تعال
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۳ — ممکن ز تو چون نیست که بردارم دل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۴ — حاشا که کند دل به دگر جا منزل
- رباعی شمارهٔ ۱۰۹۶ — در خاموشی چرا شوی کند و ملول
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۷ — یا من هوب سیدی و اعلی و اجل
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۹ — آمد شد خود به کوی تو میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۸ — آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۰۶ — کاچی سازی که روز برفست و وحل
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۲ — آنکس که به آب دیدهاش میجویم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۳ — آن کس که ببست خواب ما را به ستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۰ — آن باده که بر جسم حرامست حرام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۵ — آن وقت آمد که ما به تو پردازیم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۱ — آن خوش سخنان که ما بگفتیم به هم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۶ — آنها که به پیش دلستان میکردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۴ — آنم که چو غمخوار شوم من شادم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۷ — آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۳ — از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۶ — از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۸ — از خویشتن بجستن آرزو میکندم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۴ — از ثور فلک شیر وفا میدوشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۹ — از خویش خوشم نی نباشد خوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۸ — آواز سرافیل طرب میرسدم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۷ — از خاک در تو چون جدا میباشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۱ — از بلبل سرمست نوائی شنوم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۵ — از چشم تو سحر مطلق آموختهام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۰ — از بسکه به نزدیک توام من دورم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۲۲ — از بهر تو صد بار ملامت بکشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۱۹ — از باد همه پیام او میشنوم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۳ — از شور و جنون رشک جنان را بزدم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۱ — از روی تو من همیشه گلشن بودم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۲ — از سوز غم تو آتشی میطلبم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۴ — از صنع برآیم بر صانع باشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۶ — از عشق تو گشتم ارغنون عالم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۷ — از عشق تو من بلند قد میگردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۸ — از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۵ — از طبع ملول دوست ما میدانیم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۹ — از هرچه که آن خوشست نهی است مدام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۰ — اسرار ز دست دادمی نتوانم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۱ — افتاده مرا عجب شکاری چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۳۰ — از درد همیشه من دوا میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۵ — امروز یکی گردش مستانه کنم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۸ — امشب که شراب جان مدامست مدام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۴ — امروز همه روز به پیش نظرم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۱ — امشب که همی رسد ز دلدار سلام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۶ — امشب که حریف دلبر دلداریم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۷ — امشب که حریف مشتری و ماهم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۹ — امشب که غم عشق مدامست مدام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۰ — امشب که مه عشق تمامست تمام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۳ — اندر طلب دوست همی بشتابم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۳ — امروز چو حلقه مانده بیرون دریم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۴۲ — المنةالله که به تو پیوستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۲ — امشب همه شب نشسته اندر حزنم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۸ — ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۶ — ای از تو برون ز خانهها جای دلم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۹ — ای دوست شکارم و شکاری دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۷ — ای بانگ رباب از تو تابی دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۱ — ای دل ز جهانیان چرا داری بیم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۴ — ای نرگس پر خواب ربودی خوابم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۵ — این گردش را ز جان خود دزدیدم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۵ — از دوستیت خون جگر را بخورم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۰ — ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۳ — ای عشق که هستی به یقین معشوقم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۵۴ — انگورم و در زیر لگد میگردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۲ — ای راحت و آرامگه پیوستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۶ — با تو قصص درد و فغان میگویم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۹ — بازآمد و بازآمد ره بگشائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۷ — با درد بساز چون دوای تو منم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۵ — بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۲ — بالای سر ار دست زند دو دستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۶۸ — باز آمدم و برابرت بنشستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۱ — باغی که من از بهار او بشکفتم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۳ — با ملک غمت چرا تکبر نکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۰ — با سرکشی عشق اگر سرد آرم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۴ — بخروشیدم گفت خموشت خواهم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۶ — بر بوی وفا دست زنانت باشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۷ — بر زلف تو گر دست درازی کردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۴ — بیرون ز دو کون من مرادی دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۸ — بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵ — بیکار شدم ای غم عشقت کارم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۷۹ — بر میکده وقف است دلم سرمستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۱ — بوی دهن تو از چمن میشنوم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۰ — بر یاد لبت لعل نگین میبوسم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۳ — بیدف بر ما میا که ما در سوریم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۸ — تا آتش و آب عشق بشناختهام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۲ — بهر تو زنم نوا چو نی برگیرم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۷ — بیگاه شد وز بیگهی من شادم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۹ — تا ترک دل خویش نگیری ندهم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶ — بیگانه مگیرید مرا زین کویم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۵ — تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۱ — تا چند بهر زه چون غباری گردم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۷ — تا ظن نبری که از تو بگریختهام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۲ — تا چند چو دف دست ستمهات خورم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۳ — تا خواستهام از تو ترا خواستهام
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۸ — تا ظن نبری که از غمانت رستم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۴ — تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۰ — تا ظن نبری که من کمت میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۹ — تا ظن نبری که من دوی میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۱ — تا کاسهٔ دوغ خویش باشد پیشم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۶ — تا شمع تو افروخت پروانه شدم
- رباعی شمارهٔ ۱۱۹۰ — تا جان دارم بندهٔ مرجان توام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۱ — حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۷ — چندانکه به کار خود فرو میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۹ — چون مار ز افسون کسی میپیچم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۰ — چون میدانی که از نکوئی دورم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۴ — تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۸ — چون تاج منی ز فرق خود افکندیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۵ — جانرا که در این خانه وثاقش دادم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۳ — تا میرود آن نگار ما میرانیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۲ — خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۶ — جانی که در او دو صد جهان میدانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۳ — خود راز چنین لطف چه مانع باشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۰۲ — تا پردهٔ عاشقانه بشناختهایم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۵ — در کوی خرابات نگاری دیدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۸ — در چنگ توام بتا در آن چنگ خوشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۴ — خیزید که تا بر شب مهتاب زنیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۵ — در آتش خویش چون دمی جوش کنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۰ — در چشمهٔ دل مهی بدیدیم به چشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۶ — در باغ شدم صبوح و گل میچیدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۷ — در بحر خیال غرقهٔ گردابم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۲ — در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۱ — در عالم گل گنج نهانی مائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۱۹ — در دور سپهر و مهر ساقی مائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۴ — در کوی خرابات گذر میکردم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۳ — در عشق تو معرفت خطا دانستیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷ — دستارم و جبه و سرم هر سه به هم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۸ — دشنامم ده که مست دشنام توام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۱ — دل میگوید که نقد این باغ دریم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۹ — دلدار چو دید خسته و غمگینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۰ — دل زار وثاق سینه آواره کنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۶ — دل داد مرا که دلستان را بزدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۴ — دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۵ — دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲ — دوش آمده بود از سر لطفی یارم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۳ — دوش از سر مستی بخراشید رخم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۲۶ — در هر فلکی مردمکی میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۷ — دیوانهام و لیک همی خوانندم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۱ — روزت بستودم و نمیدانستم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۸ — ذات تو ز عیبها جدا دانستم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۳۹ — رازیکه بگفتی ای بت بدخویم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۳ — رویت بینم، بدر من آن را دانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۴ — زان دم که ترا به عشق بشناختهام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰ — رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۲ — روزی به خرابات تو می میخوردم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۶ — زاهد بودی ترانه گویت کردم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵ — ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۸ — زین پیش اگر دم از جنون میزدهام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۷ — زنبور نیم که من به دودی بروم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۴۹ — زینگونه که من به نیستی خرسندم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۳ — شادم که ز شادی جهان آزادم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۲ — سر در خاک آستان تو نهم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۷ — شب گوید من انیس میخوارانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۴ — شادی کردم چو آن گهر شد جفتم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۵ — شاعر نیم و ز شاعری نان نخورم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۸ — شد گلشن روی تو تماشای دلم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۶ — شب رفت و هنوز ما به خمار خودیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۱ — عشق آمد و گفت تا بر او باشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۰ — ساقی امروز در خمارت بودم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۹ — صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۰ — عالم جسم است و نور جانی مائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۵۱ — ساقی چو دهد بادهٔ حمرا چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۵ — عشق تو گرفته آستین میکشدم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۴ — عشق است قدح وز قدحش خوشحالم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۲ — عشق از بنه بیبنست و بحریست عظیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۳ — عشق است صبوح و من بدو بیدارم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶ — عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۹ — قد صبحنا اللله به عیش و مدام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۸ — فرمود که دست و پا بکاری بزنیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۶۷ — فانی شدم و برید اجزای تنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۳ — گاهی ز هوس دست زنان میباشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۰ — قاشانیم و لاابالی حالیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۲ — گاه از غم دلبران بر آتش باشم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۱ — قومیکه چو آفتاب دارند قدوم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۶ — گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۷ — گر جنگ کند به جای چنگش گیرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۴ — گر باده نهان کنیم بو را چه کنیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۸ — گر خوب کنی روی مرا خوب توام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۰ — گر دریائی ماهی دریای توام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۹ — گردان به هوای یار چون گردونیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۴ — گر رنج دهد بجای بختش گیرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۱ — گر دل دهم و از سر جان برخیزم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۲ — گر دل طلبم در خم مویت بینم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۳ — کردیم قبول و من ز رد میترسم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۵ — گر شاد ببینمت بر این دیده نهم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۷۵ — گر چرخ پر از ناله کنم معذورم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۵ — گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۷ — گفتم که مگر غمت بود درمانم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۷ — گر کبر بخوردهام که سرمست توام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۶ — گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۴ — گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۸ — گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹ — گر من به در سرای تو کم گذرم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۶ — گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۰ — گر یار کنی خصم تواش گردانیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۳ — گفتم دل و دین بر سر کارت کردم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۱ — گفتم به فراق مدتی بگزارم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲ — گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۲ — لب بستم و صد نکته خموشت گفتم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۷ — ما برزگران این کهن دشت نویم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۶ — ما باده ز یار دلفروز آوردیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۹ — ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۴ — ما از دو صفت ز کار بیکار شویم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۵ — ما بادهٔ ز خون دل خود مینوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۳ — لیلم که نهاری نکند من چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۸ — ما جان لطیفیم و نظر در نائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۱ — لا الفجر بقینة و لا شرب مدام
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۹ — گوئیکه به تن دور و به دل با یارم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۰۰ — گه در طلب وصل مشوش باشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۲۹۸ — گنجینهٔ اسرار الهی مائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۰ — ما خواجهٔ ده نهایم ما قلاشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۵ — ما مذهب چشم شوخ مستش داریم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۲ — ما رخت وجود بر عدم بربندیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۱ — ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۳ — ما عاشق خود را به عدو بسپاریم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۷ — ماهی فارغ ز چارده میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۶ — مانند قلم سپید کار سیهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴ — ما کار و دکان و پیشه را سوختهایم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۱ — مائیم که تا مهر تو آموختهایم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۹ — مائیم که پوستین بگازر دادیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۰ — مائیم که بیقماش و بیسیم خوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸ — ماییم که از بادهٔ بیجام خوشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۵ — مردم رغم عشق دمی در من دم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۳ — مائیم که دوست خویش دشمن داریم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۴ — مائیم که گه نهان و گه پیدائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۲ — مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۸ — من بحر تمامم و یکی قطره نیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۷ — مگریز ز من که من خریدار توام
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۶ — مصنوع حقیم و صید صانع باشیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۲۹ — من بر سر کویت آستین گردانم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۲ — من چشم ترا بسته به کین میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۳ — من خاک ترا به چرخ اعظم ندهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۱ — من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۰ — من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۸ — من سیر نیم سیر نیم سیر نیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۴ — من عهد شکسته بر شکستی بزنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۳ — من عشق ترا به جای ایمان دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۹ — من سیر نیم ولی ز سیران سیرم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۰ — من عادت و خوی آن صنم میدانم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۶ — من زخم تو را به هیچ مرهم ندهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۲ — من عاشقی از کمال تو آموزم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۱ — من عاشق روی تو نگارم چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۵ — من دوش فراق را جفا میگفتم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۵ — من غیر ترا گزین ندارم چکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۷ — من سر بنهم در رهت ای کان کرم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴ — من درد ترا ز دست آسان ندهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۹ — من گرسنهام نشاط سیری دارم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۳ — من نیز چو تو عاقل و هشیار بدم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۲ — من نای توام از لب تو مینوشم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۵ — من یک جانم که صد هزار است تنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۶ — من قاعدهٔ درد و دوا میشکنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۴ — من همچو کسی نشسته بر اسب خام
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۷ — میپنداری که از غمانت رستم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۶ — مهتاب بلند گشت و ما پست شدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۸ — من گردانم مطرب گردان خواهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۴۷ — من کاستهٔ وفای آن مهرویم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۱ — من مهر تو بر تارک افلاک نهم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۰ — من مالک ملک لامکانی شدهام
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۸ — میپنداری که من به فرمان خودم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۱ — نی از پیِ کسب سوی بازار شویم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۰ — ناساز از آنیم که سازی داریم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۵۹ — میگوید دف که هان بزن بر رویم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۵ — همچون سر زلف تو پریشان توایم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۴ — هر گه که دل از خلق جدا میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۲ — نی دست که در مصاف خونریز کنم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۷ — هم مستم و هم بادهٔ مستان توام
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۶ — هم خوان توایم و نیز مهمان توایم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۳ — نی سخرهٔ آسمان پیروزه شوم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹ — هوش عاشق کجا بود؟ سوی نسیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۶۸ — هم منزلِ عشق و هم رهت میبینم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۱ — یا صورت خودنمای تا نقش کنیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۴ — یک جرعه ز جام تو تمامست تمام
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۲ — بر غوشبک و قیربک و سالارم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۷ — آشفته همی رَوی به کویی ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۰ — آن حلوایی که کم رسد زو به دهن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۶ — یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۵ — یک چند به کودکی به استاد شدیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۳ — یک بار دگر قبول کن بندگیَم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۸ — آمد دل تا دردِ نهانم گفتن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۱ — آن صورت غیبی که شندیش دشمن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۹ — آمد شب و غمهای تو همچون عسسان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۷۰ — یار آمده، یار آمده، ره بگشائیم
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۳ — آنکو طمع وفا برد بر شکران
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۴ — آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۵ — احرام درش گیرد لافرمان کن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۲ — آن کس که نساخت با لقای یاران
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۹ — از روز شریفتر شد از وی شب من
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۷ — از بسکه فساد و ابلهی زاد از من
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۸ — از حاصل کار این جهانی کردن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۸۶ — از بسکه برآورد غمت آه از من
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۰ — از عمر که پربار شود هردم من
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۱ — اسرار مرا نهانی اندر جان کن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۳ — امشب منم و هزار صوفی پنهان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۲ — امروز مراست روز میدان منشین
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۵ — ای بیتو حرام زندگانی ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۶ — ای بیتو حرام زندگانی کردن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۸ — ای جان منزه ز غم پالودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۰ — ای خورده مرا جگر برای دگران
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۹ — ای جمله جهان بروی خوبت نگران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۳ — ای در دو جهان یگانه تعجیل مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۱ — ای خوی تو در جهان می و شیر ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۷ — ای جانب عشاق به خیره نگران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۲ — ای داد که هست جمله بیدار از من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۵ — ای دل تو در این واقعه دمسازی کن
- رباعی شمارهٔ ۱۳۹۴ — ای آنکه گرفتهای به دستان دستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۴ — ای دف تو بخوان ز دفتر مشتاقان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۲ — ای زخم زننده بر رباب دل من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۴ — ای شاه تو مات گشته را مات مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۹ — ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۰ — ای روی تو کعبهٔ دل و قبلهٔ جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۱ — ای زخم تو خوشتر از دوای دگران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۸ — ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۳ — ای سنگ ز سودای لبت آبستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۶ — ای عادت عشق عین ایمان خوردن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۵ — ای عادت تو خشم و جفا ورزیدن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷ — ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۶ — ای دل چه شدی ز دست دستی میزن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۰۷ — ای دوست قبولم کن و جانم بستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۴ — ای مجمع دل راه پراکنده مزن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۸ — این بنده مراعات نداند کردن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۹ — این دیدهٔ من کز نگرد دور از من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۷ — ای نالهٔ عشق تو رباب دل من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۹ — ای عشق تو در جان کسی و آن کس من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۱ — ای گرسنهٔ وصل تو سیران جهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۱۸ — ای عالم دل از تو شده قابل جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۰ — ای کرده ز گل دستک من پایک من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۲ — ای لعل لبت معدن شکر چیدن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۳ — ای ماه لطیف جانفزا خرمن من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶ — ای مونس روزگار چونی بیمن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۲۵ — ای مفخر و سلطان همه دلداران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱ — ای یار بیا و بر دلم بر میزان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۲ — ای یک قدح از درد تو دریای جهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۴ — با دل گفتم عشق تو آغاز مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۹ — بر گرد جهان این دل آوارهٔ من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۰ — بر گردن ما بهانهای خواهی بستن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۶ — بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۵ — باغست و بهار و سرو، عالی ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۸ — بر خسته دلان راه ملامت می زن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۳ — با دل گفتم اگر بود جای سخن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۷ — با هر دو جهان چو رنگ باید بودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۱ — بسیار علاقهها بباید ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳۰ — ای یار به انکار سوی ما نگران
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۶ — توبه کردم ز توبه کردن ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۹ — جانهاست همه جانوران را جز جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۵ — تا روی تو قبلهام شد ای جان جهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۸ — جانم بر آن قوم که جانند ایشان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۷ — تو شاه دل منی و شاهی میکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۰ — جز بادهٔ لعل لامکان یاد مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۳ — چندین به تو بر مهر و وفا بستهٔ من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۱ — جز جام جلالت اجل نوش مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۲ — چون شاه جهان نیست کسی در دو جهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۲ — پالوده شوی در طلب پالودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۴ — تا با خودی دوری ارچه هستی با من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۴۳ — پیموده شدم ز راه تو پیمودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۶ — چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۵ — چون بنده نهای ندای شاهی میزن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۹ — خود حال دلی بود پریشانتر از این
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۸ — چون زرد و نزار دید او رو یک من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۰ — در بادهکشی تو خویش را ریشه مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۳ — در چشم منست ابروی همچو کمان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۷ — حرص و حسد و کینه ز دل بیرون کن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۱ — در بحر کرم حرص و حسد پیمودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۵۴ — چون آتش میشود عذارش به سخن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۲ — در پوش سلاح وقت جنگ است ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۴ — در حضرت توحید پس و پیش مدان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۵ — در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۶ — در راه نیاز فرد باید بودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۲ — دلها مثل رباب و عشق تو کمان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۹ — دل باغ نهانست و درختان پنهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۵ — دی از تو چنان بدم که گل در بستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳ — دوش آنچه برفت در میان تو و من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۰ — دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۶ — دیدم رویت بتا تو روپوش مکن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۷ — رفتم به طبیب و گفتم ای زینالدین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۸ — دل از طلب خوبی بیچون گشتن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱ — دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۶۷ — در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۴ — دوشست دیدم یار جدائی جویان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۰ — رو درد گزین درد گزین درد گزین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۱ — روزیکه گذر کنی به خر پشتهٔ من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۲ — زان خسرو جان تو مهر شاهی بستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۳ — سرمست توام نه از می و نز افیون
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۴ — سرمست شدم در هوس سرمستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۸ — شمع ازلست عالم افروزی من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۷ — شد کودکی و رفت جوانی ز جوان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹ — رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۶ — شب رفت و نرفت ای بتِ سیمینبرِ من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۵ — شاخ گل تر بر سر عنبر میزن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۸ — رفتی و نرفت ای بت بگزیدهٔ من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۸۹ — شوری دارم که برنتابد گردون
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۴ — عید آمد و عیدانه جمال سلطان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۸ — گر شامَم و گر عراق و گر لورستان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۹ — گر کشته شوم به نزد و پیکار تو من
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۰ — گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۱ — کس نیست به غیر از او در این جمله جهان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۰ — صورت همه مقبول هیولا میدان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۱ — طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۳ — عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۲ — طبعی نه که با دوست در نیامیزم من
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۵ — فرخ باشد جمال سلطان دیدن
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۶ — گر تیغ اجل مرا کند بیسر و جان
- رباعی شمارهٔ ۱۴۹۷ — گر دست بشد ز کار پائی میزن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۲ — گفتم که بر حریف غمگین منشین
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۳ — گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۶ — ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۴ — گلباغ نهانست و درختان پنهان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵ — ما زیبائیم خویش را زیبا کن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۹ — معشوق من از همه نهانست بدان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۸ — مجموع جهان عاشق یک پارهٔ من
- رباعی شمارهٔ ۱۵۰۷ — ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۲ — من بینم آنرا که نمیبینم من
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۰ — من بندهٔ مستی که بود دست زنان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۱ — من بیرخ تو باده ندانم خوردن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۳ — من کاغذهای مصر و بغداد ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۴ — من عاشق عشق و عشق هم عاشق من
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶ — مردان تو در دایرهٔ کن فیکون
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۹ — هر روز خوش است منزلی بسپردن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۵ — من کی خندم تات نبینم خندان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۸ — هر خانه که بیچراغ باشد ای جان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۱۷ — نزدیک منی مرا مبین چون دوران
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۱ — هر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۰ — هر روز نو برآئی ای دلبر جان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۲ — هشدار که میروند هر سو غولان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۴ — هم نور دل منی و هم راحت جان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۵ — هنگام اجل چو جان بپردازد تن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۳ — هم خانه از آن اوست و هم جامه و نان
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۸ — یا اوحد بالجمال یا جانمسن
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۷ — یارب چه دلست این و چه خو دارد این
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۹ — آن رهزن دل که پایکوبانم از او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۳ — آن لاله رخی که با رخ زردم از او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۶ — ای آب از این دیدهٔ بیخواب برو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۴ — از جان بشنیدهام نوای غم تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۱ — آن شخص که رشک برد بر جامهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۲ — آن کس که همیشه دل پر از دردم از او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۰ — آن شاه که هست عقل دیوانهٔ او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۵ — از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۷ — ای از دل و جان لطیفتر قالب تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۲۶ — یا دلبر من باید و یا دل بر من
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۴ — ای چرخ فلک پایهٔ پیروزهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۸ — ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۷ — ای دل تو بهر خیال مغرور مشو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۶ — ای دل اگرت طاقت غم نیست برو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۸ — ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۳۹ — ای بسته تو خواب من به چشم جادو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۰ — ای بلبل مست بوستانی برگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۲ — ای جانِ جهان، جان و جهان بندهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۱ — ای جان جهان به حق احسانت مرو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۵ — ای در دل من میل و تمنا همه تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۹ — ای زندگی و تن و توانم همه تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۴۳ — ای جان جهان! جز تو کسی کیست؟ بگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۴ — ای ماه چو ابر بس گرستم بیتو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۰ — ترکی که دلم شاد کند خندهٔ او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۷ — با نامحرم حدیث اسرار مگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۸ — بر آتش چو دیک تو خود را میجو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۳ — ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۵ — ای مشفق فرزند دو بیتی میگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۶ — با توست مُراد، از چه رَوی هر سو تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۹ — بر تختهٔ دل که من نگهبانم و تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۰ — ای ساقی جان برین خوش آواز برو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۱ — ای ظلمت شب مانع خورشید مشو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۵۲ — ای عارف گوینده، نوائی برگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۱ — چون پاک شد از رنگ خودی سینهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۵ — در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۹ — رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۷ — درها همه بستهاند الا در تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۶ — در کوی خیال خود چه میپویی تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۱ — سر رشتهٔ شادیست خیال خوش تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۰ — زاندم که شنیدهام نوای غم تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۸ — دل در تو گمان بد برد دور از تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۲ — سوگند بدان روی تو و هستی تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۲ — خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۳ — صد داد همی رسد ز بیدادی تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۳ — داروی ملولی رخ و رخسارهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۶۴ — در اصل یکی بُدَست جان من و تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۴ — عشقست که کیمیای شرقست در او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۵ — عمرم یکبار زد کناری با تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۹ — گر عاقل و عالمی به عشق ابله شو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۱ — گفتم روزی که من به جانم با تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۰ — گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۶ — فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۳ — گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۷ — گر جمله برفتند نگارا تو مرو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۲ — گفتم که کجا بود مها خانهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۷۸ — گر عاشق عشق ما شدی، ای مهرو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۴ — ما چارهٔ عالمیم و بیچارهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۵ — مردی یارا که بوی فقر آید از او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۸ — نی هرکه کند رقص و جهد بالا او
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۱ — هرچند که قد بیبدل دارد سرو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۲ — آمد بر من خیال جانان ز پگه
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۵ — آنی که وجود و عدمت اوست همه
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۳ — آن دم که رسی به گوهر ناسفته
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۴ — آنکس که ز دست شد بر او دست منه
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۶ — از دیدهٔ کژ دلبر رعنا را چه
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۷ — السکر صار کاسدا من شفتیه
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۶ — مستم ز دو لعل شکرت ای مهرو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۷ — من بندهٔ تو بندهٔ تو بندهٔ تو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۸۹ — هان ای تن خاکی سخن از خاک مگو
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۰ — هرچند در این هوس بسی باشی تو
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۱ — ای پارسی و تازی تو پوشیده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۳ — ای بیادبانه من ز تو نالیده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۶ — ای خواب مرا بسته و مدفون کرده
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۹ — آهوی قمرا سهامه عیناه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۰ — ای آنکه به جان این جهانی زنده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۷ — ای در طلب گرهگشائی مرده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۲ — ای بر نمک تو خلق نانی بزده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۴ — ای جان تو بر مقصران آشفته
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۵ — ای با تو جهان ظریف و شادی باره
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸ — ای دوست مرا دمدمه بسیار مده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۰۹ — ای روز الست ملک و دولت رانده
- رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸ — ای کان العباد ما اهواه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۳ — باز آمد یار با دلی چون خاره
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۶ — بیگانه شوی ز صحبت بیگانه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۷ — بیگاه شد و دل نرهید از ناله
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۵ — بفروخت مرا یار به یک دسته تره
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۴ — بازیچهٔ قدرت خدائیم همه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۹ — تو آبی و ما جمله گیاییم همه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸ — تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۱ — جانیست غذای او غم و اندیشه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۰ — تو توبه مکن که من شکستم توبه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۰ — ای سرو ز قامت تو قد دزدیده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۲ — ای میر ملیحان و مهان شیی الله
- رباعی شمارهٔ ۱۶۱۱ — ای کوران را به لطف ره بین کرده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۹ — سه چیز ز من ربودهای بگزیده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۶ — دی از سر سودای تو من شوریده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۲ — صوفی نشوی به فوطه و پشمینه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۴ — در بندگیت حلقه بگوشم ای شاه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۷ — روی تو نماز آمد و چشمت روزه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳ — در راه یگانگی چه طاعت چه گناه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۰ — صاحبنظران راست تحیر پیشه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۱ — صحت که کُشد سقم و رنجوری به
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۳ — عشق غلب القلب و قد صار به
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۲ — دانی شب چیست بشنو ای فرزانه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۵ — در عشق خلاصهٔ جنون از من خواه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۲۸ — زلف تو که یکروزم از او روشن نه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۴ — فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۵ — گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱ — ما مردانیم نشسته بر تنگ دره
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۷ — گفتم که ز عشقت شدهام دیوانه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۸ — گنجیست نهانه در زمین پوشیده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۶ — گفتم که توی می و منم پیمانه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۳۹ — گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳ — مستم ز می عشق خراب افتاده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۰ — ما را می کهنه باید و دیرینه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۲ — مانندهٔ زنبیل بگیر این روزه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۴ — من میگویم که گشت بیگاه ایماه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۵ — میخوردم باده بابت آشفته
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۰ — هم آینهایم و هم لقائیم همه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۷ — آن را که نکرد ز هر سود ای ساقی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۷ — وه وه که به دیدار تو چونم تشنه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۲ — یارب تو یکی یار جفاکارش ده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۶ — آن دل که به یاد خود صبورش کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۶ — میدان فراخ و مرد میدانی نه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۹ — هر چند در این پرده اسیرید همه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۳ — آمد بر من دوش مه یغمائی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۴۸ — هین نوبت صبر آمد و ماه روزه
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۵ — آن خوش باشد که صاحب تمییزی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۱ — یارب تو مرا به نفس طناز مده
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۴ — آن چیز که هست در سبد میدانی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۲ — آن میوه توی که نادرِ ایامی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۱ — آن ظلم رسیدهای که دادش دادی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۵ — آنی که به صد شفاعت و صد زاری
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۴ — آنی که بر دلشدگان دیر آئی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۳ — آنی تو که در صومعه مستم داری
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۸ — از جان بگریزم ار ز جان بگریزی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۶ — احوال من زار حزین میپرسی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۷ — از آب و گلی نیست بنای چو توی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۹ — آن روز که دیوانه سر و سودائی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۵۸ — آن رطل گران را اگر ارزان کنیی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۹ — از چهرهٔ آفتاب مهوش گردی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۶۰ — آن روی ترش نگر چو قندستانی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۵ — از عشق تو هر طرف یکی شبخیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۱ — از رنج و ملال ما چه فریاد کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۲ — از سایهٔ عاشقان اگر دور شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۴ — از عشق ازل ترانهگویان گشتی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۷ — از کم خوردن زیرک و هشیار شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۹ — اسرار شنو ز طوطی ربانی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۸ — استاد مرا بگفتم اندر مستی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۶ — از گل قفس هدهد جانها تو کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۳ — از شادی تو پر است شهر و وادی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۷۰ — از خلق ز راه تیزهوشی نرهی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۱ — امروز مرا سخت پریشان کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۰ — افتاد مرا با لب او گفتاری
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳ — امشب که فتادهای به چنگال رهی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۸ — اندر سرم ار عقل و تمیز است توی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۴ — امشب منم و یکی حریف چو منی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۹ — ای آتش بخت سوی گردون رفتی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۷ — اندر ره حق چو چست و چالاک شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۶ — اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۰ — ای آنکه به کوی یار ما افتادی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۱ — ای آنکه تو از دوش بیادم دادی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۲ — ای آنکه تو خون عاشقان آشامی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۳ — ای آنکه ره گریز میاندیشی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۲ — امشب برو ای خواب اگر بنشینی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۸۵ — اندر دل من مها دلافروز تویی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۶ — ای آنکه ز خاک تیره نطعی سازی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۷ — ای آنکه صلیب دار و هم ترسائی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۵ — ای آنکه ز حال بندگان میدانی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۴ — ای آنکه ز حد برون جانافزایی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۸ — ای آنکه طبیب دردهای مایی
- رباعی شمارهٔ ۱۶۹۹ — ای آنکه غلام خسرو شیرینی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۱ — ای آنکه مرا دهر زبان میدانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۰ — ای آنکه مرا بستهٔ صد دام کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۲ — ای آنکه نظر به طعنه میاندازی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۳ — ای ابر که تو جهان خورشیدانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۴ — ای از تو مرا گوش پرودیده بهی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۵ — ای باد سحر به کوی آن سلسله موی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۷ — ای چون علم سپید در صحرائی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۰ — ای بانگ رباب از کجا میآئی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۳ — ای بنده اگر تو خواجه بشناختیی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۱ — ای پر ز جفا چند از این طراری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۹ — ای باغ خدا که پر بت و پر حوری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۲ — ای بر سر ره نشسته ره میطلبی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۶ — ای باد سحر تو از سر نیکوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۴ — ای پیر اگر تو روی با حق داری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۷ — ای باده تو باشی که همه داد کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۶ — ای چون عَلَمِ بلند در صحرائی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۵ — ای ترک چرا به زلف چون هندوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۰۸ — ای باطل اگر ز حق نَگْریزی چکنی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۹ — ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۷ — ای دل تو اگر هزار دلبر داری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۰ — ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۹ — ای خواجه ز هر خیال پر باد شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۱ — ای داده مرا به خواب در بیداری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۳ — ای دام هزار فتنه و طراری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۱۸ — ای خواجه چرا بیپر و بالم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۲ — ای داده مرا چو عشق خود بیداری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۴ — ای در دل من نشسته بگشاده دری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۵ — ای در دل هر کسی ز مهرت تابی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۸ — ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۲۶ — ای دشمن جان و جان شیرین که توی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۲ — ای دل چو وصال یار دیدی حالی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۳ — ای دل چه حدیث ماجرا میجوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۶ — ای دوست ترا رسد اگر ناز کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۵ — ای دوست بهر سخن در جنگ زنی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۴ — ای دوست به حق آنکه جان را جانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۹ — ای روی ترا پیشه جهانآرائی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۱ — ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۷ — ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۸ — ای دیده تو از گریه زبون مینشوی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۱ — ای ساقی جان که سرده ایامی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۳۰ — ای دل تو و درد او اگر خود مردی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۰ — ای ساقی از آن باده که اول دادی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۲ — ای سر سبب اندر سبب اندر سببی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۳ — ای شاخ گلی که از صبا میرنجی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۴ — ای شادی راز تو هزاران شادی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۹ — ای قاصد جان من به جان میارزی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۶ — ای صاف که می شور و چنین میگردی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۵ — ای شمع تو صوفی صفتی پنداری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۷ — ای طالب دنیا تو یکی مزدوری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۴۸ — ای عشق تو عین عالم حیرانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۲ — ای کمتر مهمانیت آب گرمی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۱ — ای گل تو ز لطف گلستان میخندی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۰ — ای کاش که من بدانمی کیستمی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۳ — ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۴ — ای ماه اگرچه روشن و پرنوری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۵ — ای ماه برآمدی و تابان گشتی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۶ — ای موسی ما به طور سینا رفتی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۰ — این عرصه که عرض آن ندارد طولی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۷ — این شاخ شکوفه بارگیرد روزی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۸ — ای نرگس بیچشم و دهن حیرانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲ — ای نور دل و دیده و جانم چونی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۱ — ای نفس عجب که با دلم همنفسی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۳ — ای هیزم تو خشک نگردد روزی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۵ — امروز بیا که سخت آراستهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۴ — ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹ — ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۸ — ای آنکه به لطف دلستان همهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۶ — امروز ندانم بچه دست آمدهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۷ — ای آنکه به جز شادی و جز نور نهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۰ — ای آنکه تو جان بنده را جان شدهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۱ — ای آنکه حریف بازی ما بدهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۲ — ای آنکه رخت چو آتش افروختهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۶۹ — ای آنکه تو بر فلک وطن داشتهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۴ — ای خورشیدی که چهره افروختهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۳ — ای آنکه مرا به لطف بنواختهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۵ — ای دوست که دل ز دوست برداشتهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۶ — ای عشرت نیست گشته هستک شدهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۷ — این نیست ره وصل که پنداشتهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۰ — با دل گفتم که ای دل از نادانی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸ — با بیخبران اگر نشستی بردی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۱ — بازآی که تا به خود نیازم بینی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۴ — با قلاشان چو رد نهادی پائی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۲ — با زهره و با ماه اگر انبازی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۷ — جانم ز طرب چون شکر انباشتهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۶ — تو میخندی بهانهای یافتهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۳ — با صورت دین صورت زردشت کشی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۵ — بالا شجری لب شکر و دل حجری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۸ — خوش خوش صنما تازه رخان آمدهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۸۹ — در باغ درآ با گل اگر خار نهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۷۹ — با خندهٔ بر بسته چرا خرسندی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۰ — گر آب دهی نهال خود کاشتهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۲ — لطفی که مرا شبانه بنواختهای
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۳ — با من ترش است روی یار قدری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۴ — با نااهلان اگر چو جانی باشی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۶ — بد میکنی و نیک طمع میداری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵ — با یار به گلزار شدم رهگذری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۷ — پران باشی چو در صف یارانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۰ — بر کار گذشته بین که حسرت نخوری
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۸ — برخیز و به نزد آن نکونام درآی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۹ — بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۱ — بر گلشن یارم گذرت بایستی
- رباعی شمارهٔ ۱۷۹۱ — گر با همهای چو بی منی بیهمهای
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۰ — بینام و نشان چون دل و جانم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵ — بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۶ — بیجهد به عالم معانی نرسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۹ — پیش آی خیال او که شوری داری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۸ — بیرون نگری صورت انسان بینی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۷ — بیخود باشی هزار رحمت بینی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۲ — تا چند ز جان مستمند اندیشی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۱ — پیوسته مها عزم سفر میداری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۳ — بوئی ز تو و گل معطر نی نی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۳ — تا خاک قدوم هر مقدم نشوی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۲ — بنمای به من رخت بکن مردمی ای
- رباعی شمارهٔ ۱۸۰۴ — بیآتش عشق تو نخوردم آبی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۳ — جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۴ — جان بگریزد اگر ز جان بگریزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۱ — تو دوش چه خواب دیدهای میدانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۷ — تا هشیاری به طعم مستی نرسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۸ — تقصیر نکرد عشق در خماری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۰ — توبه کردم ز شور و بیخویشتنی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۴ — تا درد نیابی تو به درمان نرسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۶ — تا عاشق آن روی پریزاد شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۲ — تو سیر شدی من نشدم زین مستی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۵ — جان در ره ما بباز اگر مرد دلی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹ — تو آب نهای خاک نهای تو دگری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵ — تا در طلب گوهر کانی کانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۸ — جانم دارد ز عشق جانافزائی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۷ — جان روز چو مار است به شب چون ماهی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۶ — جان دید ز جانان ازل دمسازی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۰ — چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۲۹ — چشمان خمار و روی رخشان داری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱ — چشم مستت ز عادت خماری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۲ — چندان گفتی که از بیان بگذشتی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۳ — چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۴ — چون خار بکاری رخ گل میخاری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۶ — چونست به درد دیگران درمانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۵ — چون ساز کند عدم حیات افزائی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۷ — چون شب بر من زنان و گویان آئی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۹ — خوش باش که خوش نهاد باشد صوفی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۴ — حیف است که پیش کر زنی طنبوری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۹ — چون مست شوی قرابه بر پای زنی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰ — چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۵ — خواهی که حیات جاودانه بینی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳ — حاشا که به ماه گویمت میمانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۲ — چون نیشکر است این نیت ای نایی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱ — چونی ای آنکه از جمال فردی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۸ — خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۶ — خواهی که در این زمانه فردی گردی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۴۷ — خود را چو دمی به یار محرم یابی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۳۸ — چون کار مسافران دینم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۳ — در بیخبری خبر نبودی چه بدی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۰ — خوش میسازی مرا و خوش میسوزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۵ — در چشم منی و گرنه بینا کیمی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱ — خیری بنمودی و ولیکن شری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۲ — در بادیهٔ عشق تو کردم سفری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۴ — در چشم منست این زمان ناز کسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۶ — در خاک اگر رفت تن بیجانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۷ — در دست اجل چو درنهم من پائی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۱ — در زهد اگر موسی و هارون آئی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۹ — در دل نگذارمت که افگار شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۵۸ — در دل نگذشت کز دلم بگذاری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۰ — در روزه چو از طبع دمی پاک شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۲ — در زیر غزلها و نفیر و زاری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۵ — در عشق تو خون دیده بارید بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۴ — در عشق تو خون دیده بارید بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۶ — در عشق موافقت بود چون جانی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۸ — درویشان را عار بود محتشمی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۲ — دلدار به زیر لب بخواند چیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۹ — در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۳ — در عالم حسن اینت سلطان که توی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۳ — دلدار مرا گفت ز هر دلداری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۰ — دستار نهادهای به مطرب ندهی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۶۷ — در عشق هر آن که برگزیند چیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۱ — دل از می عشق مست میپنداری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۴ — دل گفت مرا بگو کرا میجوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶ — دوش آمد آن خیال تو رهگذری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۹ — دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۵ — دل کیست همه کار و کیاییش توی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۷ — دوش از سر عاشقی و از مشتاقی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۷۸ — دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۴ — رفتم بر یار از سر سر دستی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳ — دی مست بدی دلا و چست و سفری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۱ — دیروز فسون سرد برخواند کسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۲ — دی عاقل و هشیار شدم در کاری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵ — رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۰ — دی بود چنان دولت و جان افروزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۲ — سرسبزتر از تو من ندیدم شجری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۵ — سوگند همی خورد پریر آن ساقی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۳ — سرسبزی باغ و گلشن و شمشادی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۱ — زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۸ — روزی به خرابات گذر میکردی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۴ — سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۶ — شادی شادی و ای حریفان شادی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۷ — رو ای غم و اندیشه خطا میگوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۶ — رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷ — شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۸۹ — زان ماه چهارده که بود اشراقی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰ — زاهد بودم ترانهگویم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۸ — غم را دیدم گرفته جام دردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۰ — صد روز دراز گر به هم پیوندی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۷ — عید آمد و هرکس قدری مقداری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۹ — غمهای مرا همه بناغم داری
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۸ — شمشیر اگر گردن جان ببریدی
- رباعی شمارهٔ ۱۸۹۹ — شمعی است دل مراد افروختنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۶ — عید آمد و عید بس مبارک عیدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۱ — عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴ — عشق آن نبود که هر زمان برخیزی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۲ — عالم سبز است و هر طرف بستانی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۳ — عاینت حمامة تحاکی حالی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۰۵ — عشقت صنما چه دلبریها کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۱ — گاه از غم او دست ز جان میشوئی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۰ — کافر نشدی حدیث ایمان چکنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۴ — گر تو نکنی سلام ما را در پی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۳ — گر بگریزی چو آهوان بگریزی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۲ — گر آنکه امین و محرم این رازی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۵ — گر خار بدین دیدهٔ چون جوی زنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۶ — گر خوب نیم خوب پرستم باری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۸ — گر درد دلم به نقش پیدا بودی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۰ — گر صید خدا شوی ز غم رسته شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۷ — گر داد کنی درخور خود داد کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۱ — گر عاشق روی قیصر روم شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۱۹ — گر سوزش سینه را به کس میداری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۴ — گر قدر کمال خویش بشناختمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۵ — گر گفتن اسرار تو امکان بودی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۰ — گرنه کشش یار مرا یار بدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۷ — گر من مستم ز روی بدکرداری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۹ — گرنه حذر از غیرت مردان کنمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۸ — گر نقل و کباب و بادهٔ ناب خوری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۶ — گر مجلس انس را به کار آمدمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۱ — گر هیچ نشانه نیست اندر وادی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲ — گر عاشق زار روی تو نیستمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۳ — گر یک ورق از کتاب ما برخوانی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۲ — گر یک نفسی واقف اسرار شوی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۲۳ — گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷ — گفتم چونی مها خوشی محزونی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۵ — گفتم صنما مگر که جانان منی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۸ — گفتم که دلا تو در بلا افتادی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۹ — گفتم که کدامست طریق هستی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰ — گفتند که هست یار را شور وشری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۶ — گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۱ — گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۳ — گوئی که مگر به باغ رز رشتهامی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۴ — کی پست شود آنکه بلندش تو کنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۵ — کیوان گردی چو گرد مردان گردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲ — گوهر چه بود به بحر او جز سنگی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۳۴ — گفتم به طبیب دارویی فرمایی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۷ — من بادم و تو برگ نلرزی چکنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۱ — مائیم در این زمان زمین پیمائی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۴ — مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۲ — مائیم و هوای روی شاهنشاهی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷ — مادام که در راه هوا و هوسی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۵ — مست است خبر از تو و یا خود خبری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۶ — لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۳ — مردی که فلک رخنه کند از دردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۸ — ما را ز هوای خویش دف زن کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۶ — من با تو چنین سوخته خرمن تا کی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۰ — ماه آمد پیش او که تو جان منی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۴۹ — مانندهٔ گل ز اصل خندان زادی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۹ — من پیر فنا بدم جوانم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴ — من دوش به کاسهٔ رباب سحری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۲ — من خشک لب ار با تو دم تر زدمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۳ — من دوش به خواب در بدیدم قمری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۱ — من جمله خطا کنم صوابم تو بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۷ — مه دوش به بالین تو آمد به سرای
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۵ — من ذره بدم ز کوه بیشم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۶ — من من نیم و اگر دمی من منمی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۹ — میدان و مگو تا نشود رسوائی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۵۸ — من بیدلم ای نگار و تو دلداری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۰ — من جان تو نیستم مگو جان غلطی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۶۸ — مهمان دو دیده شد خیالت گذری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۲ — نقّاش رُخَت اگر نه یزدان بودی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۱ — ناخوانده به هرجا که روی غم باشی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۳ — نومید نیم گرچه ز من ببریدی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۶ — واپس مانی ز یار واپس باشی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۷ — وقف است مرا عمر در این مشتاقی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۴ — نی گفت که پای من به گل بود بسی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۸ — هر پارهٔ خاک را چو ماهی کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۹ — هر روز پگاه خیمه بر جوی زنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۱ — هر روز یکی شور بر این جمع، زَنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۰ — هر روز ز عاشقی و شیرینرایی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۰ — میفرماید خدا که ای هرجائی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۷۵ — نی من منم و نی تو توی نی تو منی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۵ — هرکس کسکی دارد و هرکس یاری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۳ — هرگز به مزاجِ خود یکی دم نزنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۴ — هرگز نَبُوَد میلِ تو کافراشت کُنی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۶ — هرکس کسکی دارد و هرکس یاری
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۷ — هر لحظه مها پیشِ خودم میخوانی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۸ — همدست همه دستزنانم کردی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹۰ — همسایگیِ مست فَزاید مستی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۹ — هم دل به دلستانْت رساند روزی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹۱ — یادِ تو کُنَم، میانِ یادم باشی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹۳ — یکدم غمِ جان دار! غمِ نان تا کی؟
- رباعی شمارهٔ ۱۹۸۲ — هرشب که به بنده همنشین میافتی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹۲ — یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی
- رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴ — یک شفتالو از آن لبِ عَنّابی