رباعی شمارهٔ ۱۶۴۳ مولانا
مولانا / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
مستم ز می عشق خراب افتاده
برخواسته دل از خور و خواب افتاده
در دریائی که پا و سر پیدا نیست
جان رفته و تن بر سر آب افتاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات از شاعر نشاندهنده حال و وضعیت عاشقی است که به شدت تحت تأثیر عشق قرار گرفته و در حال ناهوشیاری و بیخوابی به سر میبرد. او در دنیایی غیرقابل مشاهده و غرق در احساسات غمانگیز به سر میبرد، جایی که وجودش در حالت غم و جدایی از دنیا و واقعیت قرار دارد. عشق او به حدی عمیق است که روحش از تنش جدا شده و به حالت پریشانی و سرگردانی افتاده است.