نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۸۵۴ مولانا

مولانا / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

هستی اثری ز نرگس مست تو بود

آب رخ نیستی هم از هست تو بود

گفتم که مگر دست کسی در تو رسد

چون به دیدم که خود همه دست تو بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زیبایی عشق و وجود معشوق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که وجود و هستی او به خاطر آن نرگس خوش‌نما و مست است. همچنین اشاره می‌کند که حتی آب و زندگی نیز از وجود معشوق نشأت می‌گیرد. در نهایت، وقتی که به عمق وجود معشوق نگاه می‌کند، درمی‌یابد که تمام زیبایی و دستاوردها در واقع از خود او ناشی می‌شود و همه چیز به او وابسته است.