بخش ۱۲ - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان سعدی
سعدی شیرازی / باب اول در عدل و تدبیر و رای / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مها زورمندی مکن با کهان
که بر یک نمط مینماند جهان
سر پنجهٔ ناتوان بر مپیچ
که گر دست یابد برآیی به هیچ
عدو را به کوچک نباید شمرد
که کوه کلان دیدم از سنگ خرد
نبینی که چون با هم آیند مور
ز شیران جنگی برآرند شور
نه موری که مویی کز آن کمتر است
چو پر شد ز زنجیر محکمتر است
مبر گفتمت پای مردم ز جای
که عاجز شوی گر درآیی ز پای
دل دوستان جمع بهتر که گنج
خزینه تهی به که مردم به رنج
مینداز در پای کار کسی
که افتد که در پایش افتی بسی
تحمل کن ای ناتوان از قوی
که روزی تواناتر از وی شوی
به همت برآر از ستیهنده شور
که بازوی همت به از دست زور
لب خشک مظلوم را گو بخند
که دندان ظالم بخواهند کند
به بانگ دهل خواجه بیدار گشت
چه داند شب پاسبان چون گذشت؟
خورد کاروانی غم بار خویش
نسوزد دلش بر خر پشت ریش
گرفتم کز افتادگان نیستی
چو افتاده بینی چرا نیستی؟
بر اینت بگویم یکی سرگذشت
که سستی بود زین سخن درگذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان نکات حکیمانه و عبرتآمیز درباره برخورد با مشکلات و قویتر شدن در برابر adversities میپردازد. شاعر به ما میآموزد که نباید به دشمنان و مشکلات کوچک فکر کنیم، زیرا حتی از سنگهای کوچک نیز کوههای بزرگ ساخته میشود. همچنین، نکتهای دیگر این است که جمع دوستان و حمایت از یکدیگر ارزشمندتر از ثروت خالی است. در ادامه، شاعر تأکید میکند که باید صبور بود و به جای غم و به هم ریختن، از تواناییهای خود برای بهبود شرایط استفاده کرد. در نهایت، شاعر با داستانی از سستیها و قوتها، ما را به تفکر درباره سرنوشت و تلاش بیشتر دعوت میکند. به طور کلی، پیام اصلی این است که با همت و صبوری میتوان بر مشکلات فائق آمد و به موفقیت رسید.