نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۹ - گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی سعدی

سعدی شیرازی / باب اول در عدل و تدبیر و رای / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو شمشیر پیکار برداشتی

نگه دار پنهان ره آشتی

که لشکر شکوفان مغفر شکاف

نهان صلح جستند و پیدا مصاف

دل مرد میدان نهانی بجوی

که باشد که در پایت افتد چو گوی

چو سالاری از دشمن افتد به چنگ

به کشتن درش کرد باید درنگ

که افتد کز این نیمه هم سروری

بماند گرفتار در چنبری

اگر کشتی این بندی ریش را

نبینی دگر بندی خویش را

نترسد که دورانش بندی کند

که بر بندیان زورمندی کند؟

کسی بندیان را بود دستگیر

که خود بوده باشد به بندی اسیر

اگر سر نهد بر خطت سروری

چو نیکش بداری، نهد دیگری

اگر خفیه ده دل بدست آوری

از آن به که صد ره شبیخون بری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت حفظ آشتی و صلح در زمانی که جنگ در جریان است، صحبت می‌کند. شاعر توصیه می‌کند که حتی در میدان نبرد باید به دنبال صلح بود و مراقب بود که دشمنان به راحتی به اسیر نکردن سالاران خود فکر کنند. او هشدار می‌دهد که اگر کسی به جای خصومت، دست به صلح بزند، ممکن است در پایان پیروز شود. همچنین تأکید می‌کند که نباید از بندهای دیگران غافل شد و باید به یاد داشت که هر کسی ممکن است در دام بیفتد. در نهایت، شاعر می‌گوید بهتر است از روش‌های پنهانی برای دستیابی به پیروزی استفاده کنیم تا از درگیری‌های آشکار.