نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - گفتار اندر نواخت ضعیفان سعدی

سعدی شیرازی / باب دوم در احسان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پدرمرده را سایه بر سر فکن

غبارش بیفشان و خارش بکن

ندانی چه بودش فرو مانده سخت؟

بود تازه بی بیخ هرگز درخت؟

چو بینی یتیمی سر افکنده پیش

مده بوسه بر روی فرزند خویش

یتیم ار بگرید که نازش خرد؟

وگر خشم گیرد که بارش برد؟

الا تا نگرید که عرش عظیم

بلرزد همی چون بگرید یتیم

به رحمت بکن آبش از دیده پاک

به شفقت بیفشانش از چهره خاک

اگر سایه خود برفت از سرش

تو در سایه خویشتن پرورش

من آنگه سر تاجور داشتم

که سر بر کنار پدر داشتم

اگر بر وجودم نشستی مگس

پریشان شدی خاطر چند کس

کنون دشمنان گر برندم اسیر

نباشد کس از دوستانم نصیر

مرا باشد از درد طفلان خبر

که در طفلی از سر برفتم پدر

یکی خار پای یتیمی بکند

به خواب اندرش دید صدر خجند

همی گفت و در روضه‌ها می‌چمید

کز آن خار بر من چه گلها دمید

مشو تا توانی ز رحمت بری

که رحمت برندت چو رحمت بری

چو انعام کردی مشو خودپرست

که من سرورم دیگران زیردست

اگر تیغ دورانش انداخته‌ست

نه شمشیر دوران هنوز آخته‌ست؟

چو بینی دعاگوی دولت هزار

خداوند را شکر نعمت گزار

که چشم از تو دارند مردم بسی

نه تو چشم داری به دست کسی

«کرم» خوانده‌ام سیرت سروران

غلط گفتم، اخلاق پیغمبران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به اهمیت رحمت و compassion (احساس دلسوزی) نسبت به یتیمان و کسانی که در غم از دست دادن عزیزان به سر می‌برند، اشاره شده است. شاعر به مخاطب توصیه می‌کند که همواره بر سر یتیمان سایه رحمت داشته باشد و به آن‌ها کمک کند. او با اشاره به اینکه یتیمان در شرایط بسیار سختی هستند، تاکید می‌کند که اگر یتیمی بگرید، این گریه‌اش باعث لرزش عرش خداوند می‌شود. شاعر همچنین خود را در مقام کسی معرفی می‌کند که زمانی پدر داشت و حالا از درد یتیمان و کسانی که پدر یا مادرشان را از دست داده‌اند، آگاه است. او به دیگران یادآوری می‌کند که خودپسندی و فراموش کردن نیازمندان ناپسند است و بر لزوم شکرگزاری از نعمت‌ها و کمک به دیگران تاکید می‌کند. در نهایت، به این نکته می‌پردازد که اگرچه زندگی پر از چالش‌ها و دردهاست، اما انسان باید رحمت و محبت را در رفتار خود حفظ کند.