نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - حکایت سعدی

سعدی شیرازی / باب سوم در عشق و مستی و شور / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

طبیبی پری چهره در مرو بود

که در باغ دل قامتش سرو بود

نه از درد دلهای ریشش خبر

نه از چشم بیمار خویشش خبر

حکایت کند دردمندی غریب

که خوش بود چندی سرم با طبیب

نمی‌خواستم تندرستی خویش

که دیگر نیاید طبیبم به پیش

بسا عقل زورآور چیردست

که سودای عشقش کند زیردست

چو سودا خرد را بمالید گوش

نیارد دگر سر برآورد هوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف یک طبیب زیبا در مرو می‌پردازد که در باغ دلش مانند سرو است. اما این طبیب از درد دل بیمارانش بی‌خبر است. داستان درباره دردمندی است که خوشحال بود که مدت زمانی نزد این طبیب بود، اما اکنون دیگر نمی‌خواهد سلامتی‌اش بازگردد، زیرا نمی‌خواهد که آن طبیب دیگر به دیدارش بیاید. این شعر نشان‌دهنده قدرت عشق و تأثیراتی است که بر عقل و هوش دارد، به طوری که گاهی عشق می‌تواند انسان را از عرش عقل به زیر دست مشکلات بکشاند.