بخش ۷ - حکایت سعدی
سعدی شیرازی / باب پنجم در رضا / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
فرو کوفت پیری پسر را به چوب
بگفت ای پدر بی گناهم مکوب
توان بر تو از جور مردم گریست
ولی چون تو جورم کنی چاره چیست؟
به داور خروش، ای خداوند هوش
نه از دست داور برآور خروش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره یاری خواستن آدمیان از پروردگار است. شاعر حکایتی را روایت میکند که پدری پسرش را بهجرم خطایی تنبیه میکند و پسر که خود را بیگناه میداند از اینکار شکایت میکند. شاعر در پایان پند میدهد که انسان باید در مشکلات و بلایا به پروردگار پناه ببرد نه آنکه از دست پروردگار شکایت کند.