نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - حکایت سعدی

سعدی شیرازی / باب ششم در قناعت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد

یکی خانه بر قامت خویش کرد

کسی گفت می‌دانمت دسترس

کز این خانه بهتر کنی، گفت بس

چه می‌خواهم از طارم افراشتن؟

همینم بس از بهر بگذاشتن

مکن خانه بر راه سیل، ای غلام

که کس را نگشت این عمارت تمام

نه از معرفت باشد و عقل و رای

که بر ره کند کاروانی سرای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان فلسفه‌ای در مورد زندگی و دنیای مادی پرداخته است. شاعر از زنی صاحب دل سخن می‌گوید که خانه‌ای برای خود ساخته است. کسی به او می‌گوید که می‌تواند بهتر از این خانه بسازد، اما او پاسخ می‌دهد که همین برای او کافی است و نیازی به خانه‌ای بزرگ‌تر ندارد. او به نوعی پایداری در زندگی و عدم وابستگی به زرق و برق دنیا را نشان می‌دهد و به دیگران نیز هشدار می‌دهد که نباید در مسیر زندگی خود جزئیات بی‌اهمیت را در نظر بگیرند، زیرا در نهایت هیچ‌کس نمی‌تواند از موانع و مشکلات زندگی رهایی یابد. اصل این شعر نگاه عمیق‌تری به مفهوم رضایت و کمال در زندگی دارد.