نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۴ - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی سعدی

سعدی شیرازی / باب ششم در قناعت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

کمال است در نفس مرد کریم

گرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟

مپندار اگر سفله قارون شود

که طبع لئیمش دگرگون شود

وگر درنیابد کرم‌پیشه، نان

نهادش توانگر بود همچنان

مروت زمین است و سرمایه زرع

بده کاصل خالی نماند ز فرع

خدایی که از خاک مردم کند

عجب باشد ار مردمی گم کند

ز نعمت نهادن بلندی مجوی

که ناخوش کند آب استاده بوی

به بخشندگی کوش کآب روان

به سیلش مدد می‌رسد ز آسمان

گر از جاه و دولت بیفتد لئیم

دگر باره نادر شود مستقیم

وگر قیمتی گوهری غم مدار

که ضایع نگرداندت روزگار

کلوخ ار چه افتاده بینی به راه

نبینی که در وی کند کس نگاه

و گر خردهٔ زر ز دندانْ گاز

بیفتد، به شمعش بجویند باز

به در می‌کنند آبگینه ز سنگ

کجا ماند آیینه در زیر زنگ؟

هنر باید و فضل و دین و کمال

که گاه آید و گه رود جاه و مال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است درباره ارزش واقعی انسان و اهمیت ویژگی‌های اخلاقی و انسانی نسبت به ثروت و امکانات مادی. شاعر تأکید می‌کند که کمال انسان در کریمی و بخشندگی اوست، نه در داشتن زر و مال. او اشاره می‌کند که اگرچه ممکن است فردی ثروتمند شود، اما اگر خُلق و خوی کریمانه نداشته باشد، ارزش واقعی ندارد. همچنین توضیح می‌دهد که مقام و ثروت گذرا هستند و هنر، فضل، دین و کمال انسانی اهمیت بیشتری دارند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که باید تلاش کنیم تا بخشنده و انسانی باشیم، زیرا این ویژگی‌ها هستند که ماندگار و ارزشمندند.