نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ - حکایت روزه در حال طفولیت سعدی

سعدی شیرازی / باب هفتم در عالم تربیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به طفلی درم رغبت روزه خاست

ندانستمی چپ کدام است و راست

یکی عابد از پارسایان کوی

همی شستن آموختم دست و روی

که بسم الله اول به سنت بگوی

دوم نیت آور، سوم کف بشوی

پس آن گه دهن شوی و بینی سه بار

مناخر به انگشت کوچک بخار

به سبابه دندان پیشین بمال

که نهی است در روزه بعد از زوال

وز آن پس سه مشت آب بر روی زن

ز رستنگه موی سر تا ذقن

دگر دستها تا به مرفق بشوی

ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی

دگر مسح سر، بعد از آن غسل پای

همین است و ختمش به نام خدای

کس از من نداند در این شیوه به

نبینی که فرتوت شد پیر ده؟

بگفتند با دهخدای آنچه گفت

فرستاد پیغامش اندر نهفت

که ای زشت کردار زیبا سخن

نخست آنچه گویی به مردم بکن

نه مسواک در روزه گفتی خطاست

بنی آدم مرده خوردن رواست؟

دهن گو ز ناگفتنیها نخست

بشوی آن که از خوردنیها بشست

کسی را که نام آمد اندر میان

به نیکوترین نام و نعتش بخوان

چو همواره گویی که مردم خرند

مبر ظن که نامت چو مردم برند

چنان گوی سیرت به کوی اندرم

که گفتن توانی به روی اندرم

وگر شرمت از دیدهٔ ناظر است

نه ای بی‌بصر، غیب دان حاضر است؟

نیاید همی شرمت از خویشتن

کز او فارغ و شرم داری ز من؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن در مورد آموزش آداب و رسوم روزه‌داری به یک کودک است. شخصیت عابدی به کودک یاد می‌دهد که چگونه وضو بگیرد و قبل از روزه‌داری به ذکر و تسبیح بپردازد. او به نکات مهمی از جمله نیت روزه و شستن دست‌ها و صورت تأکید می‌کند. همچنین به او می‌آموزد که در ارتباط با دیگران با نیکی و احترام سخن بگوید و از بدگویی پرهیز کند. در نهایت، متن به این نکته اشاره می‌کند که انسان باید با کردار نیک و بدون ریا زندگی کند و از خویش شرم داشته باشد، نه از نگاه دیگران.