نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداث سعدی

سعدی شیرازی / باب هفتم در عالم تربیت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خرابت کند شاهد خانه کن

برو خانه آباد گردان به زن

نشاید هوس باختن با گلی

که هر بامدادش بود بلبلی

چو خود را به هر مجلسی شمع کرد

تو دیگر چو پروانه گردش مگرد

زن خوب خوش خوی آراسته

چه ماند به نادان نو خاسته؟

در او دم چو غنچه دمی از وفا

که از خنده افتد چو گل در قفا

نه چون کودک پیچ بر پیچ شنگ

که چون مقل نتوان شکستن به سنگ

مبین دلفریبش چو حور بهشت

کز آن روی دیگر چو غول است زشت

گرش پای بوسی نداردت پاس

ورش خاک باشی نداند سپاس

سر از مغز و دست از درم کن تهی

چو خاطر به فرزند مردم نهی

مکن بد به فرزند مردم نگاه

که فرزند خویشت برآید تباه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نکاتی در مورد عشق و انتخاب همسر می‌پردازد. شاعر از فردی می‌خواهد که به جای خراب کردن زندگی‌اش، خانه‌اش را آباد کند و با زیبایی و آرامش زندگی کند. او تأکید می‌کند که نباید فریب ظاهر زیبای یک زن را خورد، زیرا ممکن است باطن او نادرست و زشت باشد. همچنین، شاعر نسبت به باید و نبایدها در ارتباط با فرزندان واژه می‌گوید و هشدار می‌دهد که انسان نباید به خاطر هوس‌های نادرست، به فرزندان دیگران آسیب برساند. در نهایت، به اهمیت هوشیاری و رفتار صحیح در روابط عاشقانه اشاره می‌شود.