نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۲ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

زنده شود هر که پیش دوست بمیرد

مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد

هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست

شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد

طالب عشقی دلی چو موم به دست آر

سنگ سیه صورت نگین نپذیرد

صورتِ سنگین دلی، کُشندهٔ سعدیست

هر که بدین صورتش کُشند نمیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر سعدی به موضوع عشق و دوستی می‌پردازد. شاعر می‌گوید هر کسی که برای دوست بمیرد، واقعاً زنده است، و کسی که هیچ دوستی نداشته باشد، مرده دل است. او به زیبایی عشق اشاره می‌کند و می‌گوید کسی که دلش پر از عشق و صفا است، نمی‌تواند از زیبایی معشوق خود چشم بپوشد. همچنین، عشق را به موم تشبیه کرده که می‌توان آن را به هر شکلی درآورد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که کسی که زیبایی‌های عشق را درک کند، هرگز نمی‌میرد.