نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۵ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر سروی به بالای تو باشد

نه چون بَشْنِ دلارای تو باشد

و گر خورشید در مجلس نشیند

نپندارم که همتای تو باشد

و گر دوران ز سر گیرند هیهات

که مولودی به سیمای تو باشد

که دارد در همه لشکر کمانی

که چون ابروی زیبای تو باشد

مبادا ور بود غارت در اسلام

همه شیراز یغمای تو باشد

به رای خود نشاید در تو پیوست

همی‌سازیم تا رای تو باشد

دو عالم را به یک بار از دل تنگ

برون کردیم تا جای تو باشد

یک امروزست ما را نقد ایام

مرا کی صبر فردای تو باشد

خوشست اندر سر دیوانه سودا

به شرط آن که سودای تو باشد

سر سعدی چو خواهد رفتن از دست

همان بهتر که در پای تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به توصیف محبوب خویش می‌پردازد و نشان می‌دهد که هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند به مقام و beauty او نزدیک شود. او بیان می‌کند که حتی اگر خورشید در مجلس حاضر شود، یا دوران زمانه تغییر کند، هیچ‌کسی مطابق با زیبایی و جذابیت محبوبش نخواهد بود. شاعر به عشق و وابستگی عمیق خود اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که وجود محبوبش برایش اهمیت بسیاری دارد و حتی نشانه‌های عشق و زیبایی‌اش را در کمان ابرویش می‌بیند. او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که بهترین چیز این است که تحت پای محبوبش باشد و حتی در زمان سختی‌ها نیز تنها یاد و حضور او برایش کافی است.