غزل شمارهٔ ۲۴۱ سعدی
سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
میل بین کآن سروبالا میکند
سرو بین کآهنگ صحرا میکند
میل از این خوشتر نداند کرد سرو
ناخوش آن میل است کز ما میکند
حاجت صحرا نبود آیینه هست
گر نگارستان تماشا میکند
غافلست از صورت زیبای او
آن که صورتهای دیبا میکند
من هم اّول روز دانستم که عشق
خون مباح و خانه یغما میکند
صبر هم سودی ندارد کآب چشم
راز پنهان آشکارا میکند
گر مراد ما نباشد گو مباش
چون مراد اوست، هِل تا میکند
یار زیبا گر بریزد خون یار
زشت نتْوان گفت زیبا میکند
سعدیا بعد از تحمل چاره نیست
هر ستم کآن دوست با ما میکند
تا مگس را جان شیرین در تنست
گرد آن گردد که حلوا میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای عشق میپردازد. شاعر به زیبایی سرو (شکلی از انسان زیبا) اشاره میکند که به خواستههای دل میل میکند، اما نشان میدهد که عشق واقعی و عمیق، فراتر از ظاهر است. همچنین، در اشعار به تضاد میان عشق و درد اشاره میشود و این که تحمل سختیها و ظلمهای عشق، طبیعی و اجتنابناپذیر است. در نهایت، به این نکته میرسد که حتی اگر محبوب خون یار را بریزد، باز هم نمیتوان زیبایی او را زیر سؤال برد. شاعر تاکید میکند که در عشق، صبر و تحمل لازم است و برخی رازها به مرور زمان آشکار میشوند.