نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۲ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سرو بلند بین که چه رفتار می‌کند

وآن ماه محتشم که چه گفتار می‌کند

آن چشم مست بین که به شوخی و دلبری

قصد هلاک مردم هشیار می‌کند

دیوانه می‌کند دل صاحب‌تمیز را

هر گه که التفات پری‌وار می‌کند

ما روی کرده از همه عالم به روی او

وآن سست‌عهد روی به دیوار می‌کند

عاقل خبر ندارد از اندوه عاشقان

خفته‌ست و عیب مردم بیدار می‌کند

من طاقت شکیب ندارم ز روی خوب

صوفی به عجز خویشتن اقرار می‌کند

بیچاره از مطالعه روی نیکوان

صد بار توبه کرد و دگربار می‌کند

سعدی نگفتمت که خم زلف شاهدان

دربند او مشو که گرفتار می‌کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و تأثیرات دل‌انگیز یک معشوق می‌پردازد. شاعر به اشاره به رفتارهای دلنشین و جذاب معشوق، او را به عنوان موجودی دلربا معرفی می‌کند که احساسات و عقل را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. شاعر از درد و رنج عاشقانی سخن می‌گوید که باوجود آگاهی از خطرات عشق، نمی‌توانند از جذبه زیبایی معشوق خود فرار کنند. همچنین تأکید می‌کند که عشق و زیبایی می‌توانند عقل را دیوانه کنند و حتی عاقلان را از حقیقت غافل سازند. در نهایت، شاعر به خود اشاره کرده و می‌گوید که نمی‌تواند در برابر زیبایی معشوق مقاومت کند و از کسانی که در دام عشق گرفتار می‌شوند، هشدار می‌دهد.