نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۴ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مبارک‌تر شب و خرم‌ترین روز

به استقبالم آمد بخت پیروز

دهل‌زن گو دو نوبت زن بشارت

که دوشم قدر بود، امروز نوروز

مه است این؟ یا ملک؟ یا آدمی‌زاد؟

پری؟ یا آفتابِ عالم‌افروز؟

ندانستی که ضدان در کمینند

نکو کردی علی‌رغم بدآموز

مرا با دوست ای دشمن وصال است

تو را گر دل نخواهد؛ دیده بردوز

شبان دانم که از درد جدایی

نیاسودم ز فریادِ جهان‌سوز

گر آن شب‌های با وحشت نمی‌بود

نمی‌دانست سعدی قدر این روز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره شادی و خوشبختی است که در روز نوروز و با آمدن بخت پیروز احساس می‌شود. شاعر به شادی و جشن می‌پردازد و به دوشیدن طبقۀ دلایه و اهمیت دوستی و محبت اشاره می‌کند. او همچنین به درد جدایی و فریاد‌های ناشی از آن اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر شب‌های سخت و وحشتناک نبودند، او نمی‌توانست ارزش روزهای خوب را درک کند. در کل، این شعر احساسی از تلاش برای شاد زیستن و ارزش لحظات خوشی را انتقال می‌دهد.