نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹۳ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر به رخسار چو ماهت صنما می‌نگرم

به حقیقت اثر لطف خدا می‌نگرم

تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثری

هر زمان صد رهت اندر سر و پا می‌نگرم

تو به حال من مسکین، به جفا می‌نگری

من به خاک کف پایت، به وفا می‌نگرم

آفتابی تو و من ذرهٔ مسکین ضعیف

تو کجا و من سرگشته کجا می‌نگرم!

سر زلفت ظلمات است و لبت آب حیات

در سواد سر زلفت به خطا می‌نگرم

هندوی چشم، مبیناد رخ تُرک تو باز

گر به چینِ سر زلفت به خطا می‌نگرم

راه عشق تو دراز است ولی سعدی‌وار

می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که هرگاه به چهره او نگاه می‌کند، حقیقتاً نشان از لطف خدا را می‌بیند. او به تلاش خود برای دیدن نشانه‌ای از معشوق در هر زمانی اشاره می‌کند و از وفاداری خود نسبت به او سخن می‌گوید. همچنین، شاعر خود را در مقایسه با معشوق ضعیف و ناتوان می‌داند و در مورد عناصر مختلف زیبایی معشوق از جمله زلف و لب او صحبت می‌کند. در نهایت، او به طولانی بودن راه عشق اشاره کرده و با حسرت به عقب می‌نگرد.