نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۱ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سهل باشد به ترک جان گفتن

ترک جانان نمی‌توان گفتن

هر چه زان تلخ‌تر بخواهی گفت

شکرین است از آن دهان گفتن

توبه کردیم پیش بالایت

سخن سرو بوستان گفتن

آن چنان وهم در تو حیران است

که نمی‌داندت نشان گفتن

به کمندی درم که ممکن نیست

رستگاری به الامان گفتن

دفتری در تو وضع می‌کردم

متردد شدم در آن گفتن

که تو شیرین‌تری از آن شیرین

که بشاید به داستان گفتن

بلبلان نیک زهره می‌دارند

با گل از دست باغبان گفتن

من نمی‌یارم از جفای رقیب

درد با یار مهربان گفتن

وان که با یار هودجش نظر است

نتواند به ساربان گفتن

سخن سر به مهر دوست به دوست

حیف باشد به ترجمان گفتن

این حکایت که می‌کند سعدی

بس بخواهند در جهان گفتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از سعدی بیانگر احساسات عمیق و دشواری‌های بیان عشق و محبت است. شاعر با اشاره به اینکه گفتن "ترک جانان" آسان‌تر از ترک عشق اوست، نشان می‌دهد که گفتگو درباره عشق با وجود تلخی‌ها، همچنان شیرین و دلنشین است. او به توبه کردن و تلاش برای نزدیکی به معشوق اشاره می‌کند و از حیرت و شگفتی ناشی از عشق سخن می‌گوید. همچنین درد و رنج ناشی از جفای رقیب را در برابر محبت یار بیان می‌کند و می‌گوید که صحبت از معشوق به زبان بیگانه (ترجمان) کار درستی نیست. در انتها، او ذکر می‌کند که این احساسات و حکایت‌ها در دنیا بسیار بر سر زبان‌هاست.