نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۷ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گرم راحت رسانی ور گزایی

محبت بر محبت می‌فزایی

به شمشیر از تو بیگانه نگردم

که هست از دیرگه باز آشنایی

همه مرغان خلاص از بند خواهند

من از قیدت نمی‌خواهم رهایی

عقوبت هرچ از آن دشوارتر نیست

بر آنم صبر هست الا جدایی

اگر بیگانگان تشریف بخشند

هنوز از دوستان خوشتر گدایی

منم جانا و جانی بر لب از شوق

بده گر بوسه‌ای داری بهایی

کسانی عیب ما بینند و گویند

که روحانی ندانند از هوایی

جمیع پارسایان گو بدانند

که سعدی توبه کرد از پارسایی

چنان از خَمر و زَمْر و نای و ناقوس

نمی‌ترسم که از زهد ریایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دوطرفه‌ی عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که محبت باعث افزایش محبت دیگران می‌شود. او از بیگانگان و دوری نمی‌ترسد، اما نمی‌خواهد از عشق محبوبش جدا شود. هرچند که عذاب و دشواری‌های جدایی را می‌پذیرد، اما همچنان خواهان نزدیک شدن به محبوب است. شاعر همچنین به نقد و قضاوت دیگران درباره زندگی و رفتار خود اشاره می‌کند و از این نکته می‌گذرد که برخی به او به عنوان یک انسان پارسا نگاه نمی‌کنند. او در نهایت در مورد شجاعت خود برای ابراز عشق و لذت از زندگی صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که از زهد ظاهری نمی‌ترسد.