نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست

الحان بلبل از نفس دوستان توست

چون خضر دید آن لب جان‌بخش دلفریب

گفتا که آب چشمهٔ حیوان دهان توست

یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان

بودش یقین که ملک ملاحت از آن توست

هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری

در دل نیافت راه که آنجا مکان توست

هرگز نشان ز چشمهٔ کوثر شنیده‌ای

کاو را نشانی از دهن بی‌نشان توست

از رشک آفتاب جمالت بر آسمان

هر ماه ماه دیدم چون ابروان توست

این باد روح‌پرور از انفاس صبحدم

گویی مگر ز طُرّهٔ عنبرفشان توست

صد پیرهن قبا کنم از خرمی اگر

بینم که دست من چو کمر در میان توست

گفتند میهمانی عشاق می‌کنی

سعدی به بوسه‌ای ز لبت میهمان توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و تجلیات عشق را توصیف می‌کند. شاعر بیان می‌کند که هر صبح نسیم گل، یادآور زیبایی معشوق است و نغمه‌های بلبل، نشانه عشق دوستان به اوست. آن معشوق با لبان خوش‌بویش مانند چشمه حیات است و هر زیبایی که دیده می‌شود، در مقایسه با او ناقص است. شاعر همچنین یادآور می‌شود که زیبایی معشوق چنان است که حتی ماه هم در برابر او کم‌نور می‌شود. این بیان عشق و زیبایی در نهایت به میهمانی عشق اشاره می‌کند که شاعر در آن با بوسه‌ای از لب معشوق، مهمان اوست.