غزل شمارهٔ ۵۹۱ سعدی
سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سخت زیبا میروی یکبارگی
در تو حیران میشود نظّارگی
اینچنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پری رخسارگی
هرکه را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی
چشمهای نیمخوابت سال و ماه
همچو من مَستند بی میخوارگی
خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکُش یکبارگی
دوست تا خواهی بهجای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی
سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چارهٔ عاشق بهجز بیچارگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی او به حدی است که هر بینندهای را متحیر میکند. او به صفات پریمانند معشوق اشاره میکند و بیان میکند که دیدن چنین جمالی برای دیگران آموزنده است. در ادامه، شاعر به حال عاشقان و وضعیت دشوارشان اشاره کرده و تأکید میکند که چارهای جز تسلیم شدن و تحمل درد عاشقی ندارند. او به دوستدارانی که از عشق محرومند نیز اشاره میکند و از سختیهای ناشی از حسادت صحبت میکند. در نهایت، از محبوب میخواهد که یا آرامش بخشد یا هر چه زودتر به سختیهای عاشقی پایان دهد.