نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۰ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات سعدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که از سرو روان قد تو چالاک‌ترست

دل به روی تو ز روی تو طربناک‌ترست

دگر از حربهٔ خون‌خوار اجل نندیشم

که نه از غمزهٔ خون‌ریز تو ناباک‌ترست

چست بوده‌ست مرا کسوت معنی همه وقت

باز بر قامت زیبای تو چالاک‌ترست

نظر پاک مرا دشمن اگر طعنه زند

دامن دوست به حمدالله از آن پاک‌ترست

تا گل روی تو در باغ لطافت بشکفت

پردهٔ صبر من از دامن گل چاک‌ترست

پای بر دیدهٔ سعدی نه اگر بخرامی

که به صد منزلت از خاک درت خاک‌ترست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند به اندازه زیبایی او دل‌نشین باشد. حتی اگر مرگ به او نزدیک شود، او از زیبایی و عشق خود نمی‌هراسد. شاعر همچنین می‌افزاید که احساسات و دیدگاه‌های او در مقایسه با زیبایی معشوقش، ناپایدار و ناچیز است. در نهایت، او تأکید می‌کند که تمامی ارزش‌ها و مقام‌های او در برابر مقام و زیبایی معشوقش بی‌اهمیت است و خاک درگاه او را بر همه چیز ارجح می‌داند.