نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۱۶ - از او بپرس! سعدی

سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی ملامتم از عشق روی او می‌کرد

که خیره چند شتابی به خون خود خوَردن؟

ازو بپرس که دارد اسیر بر فتراک

ز من مپرس که دارم کمند در گردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شخصی از عشق کسی دیگر شکایت می‌کند و از آن فرد می‌پرسد که چرا به حال او توجهی ندارد. این شخص به نوعی در دام عشق گرفتار است و از دیگری انتظار دارد که حال او را درک کند. احساس ناامیدی و زندانی بودن در عشق مشخص است.