رباعی شمارهٔ ۶۸ سعدی
سعدی شیرازی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود
دیدم که همی گزم لب شیرینش
بیدار چو گشتم سر انگشتم بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره یک تجربه عاشقانه است. گوینده میگوید که در خواب یا حالت بیداری، یار (عشق) و قدرت او در کنار او بودهاند. همچنین اشاره میکند که نارنجی لبان معشوقهاش در دستش بوده و وقتی بیدار شده، متوجه میشود که اثر یک تماس شیرین از لبهای او بر انگشتش باقی مانده است. به طور کلی، شعر حس عمیق عشق و زیبایی را منتقل میکند.