نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۳۳ سعدی

سعدی شیرازی / باب اول در سیرت پادشاهان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی.

اتفاقاً به خطابِ ملِک گرفتار آمد.

همگنان در مَواجِبِ استخلاصِ او سعی کردند و مُوَکَّلان در مُعاقبتش ملاطفت نمودند و بزرگانْ شکرِ سیرتِ خوبش به اَفواه بگفتند تا ملک از سرِ عتابِ او درگذشت.

صاحبدلی بر این اطّلاع یافت و گفت:

ﺗﺎ دلِ دوﺳﺘﺎن ﺑﻪ دﺳﺖ ﺁری

ﺑﻮﺳﺘﺎنِ ﭘﺪر ﻓﺮوﺧﺘﻪ ﺑﻪ

پختنِ دیگِ نیکخواهان را

هر چه رختِ سراست سوخته به

ﺑﺎ ﺑﺪاﻧﺪﻳﺶ هم ﻧﻜﻮﻳﻰ کن

دهنِ ﺳﮓ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﻪْ دوﺧﺘﻪ ﺑﻪ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

یکی از وزرای ملک به زیردستان خود رحم کرد و به آنها کمک کرد. اما ناگهان به غضب ملک گرفتار شد. سایرین برای نجات او تلاش کردند و مقام‌های بالاتر هم از او حمایت کردند. بزرگان هم خوبی‌های او را ستایش کردند تا اینکه ملک از خشمش گذشت. سپس شخصی دانا گفت که دوستی را باید در نظر داشت و در مقابل مشکلات باید صبور بود و در خاطر داشت که باید نیکی را ادامه داد. او این موضوع را با مثالی از دوستی و پختن دیگ نیکخواهان بیان کرد و به این نکته اشاره کرد که حتی اگر مشکلاتی پیش آید، باید در کار نیک ثابت قدم ماند.