نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۳۴ سعدی

سعدی شیرازی / باب اول در سیرت پادشاهان / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی از پسرانِ هارون‌الرَّشید پیش پدر آمد خشم‌آلود که فلان سرهنگ‌زاده مرا دشنامِ مادر داد.

هارون ارکان دولت را گفت: جَزایِ چنین کس چه باشد؟

یکی اشاره به کشتن کرد و دیگری به زبان بریدن و دیگری به مصادره و نفی.

هارون گفت: ای پسر! کَرَم آن است که عفو کنی و گر نتوانی تو نیزش دشنامِ مادر ده، نه چندان که انتقام از حد درگذرد. آن گاه ظلم از طرفِ ما باشد و دعوی از قِبَلِ خصم.

نه مرد است آن به نزدیکِ خردمند

که با پیلِ دمان پیکار جوید

بلی مرد آن کس است از رویِ تحقیق

که چون خشم آیدش، باطل نگوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

هارون الرشید، زمانی که پسرش از دشنام یک سرهنگ زاده به مادرش شکایت کرد، به مشاوران خود درباره جزای او پرسید. برخی پیشنهاد کشتن، بریدن زبان و تبعید او را دادند، اما هارون بر این باور بود که بهترین کار بخشش است. او به پسرش گفت اگر نمی‌تواند عفو کند، بهتر است خود نیز دشنامی به مادر آن فرد دهد تا حد انتقام از مرز بگذرد و این ظلم از طرف آنها نباشد. او تأکید کرد که مردان واقعی کسانی هستند که در زمان خشم، به اقدام های ناپسند تن نمی‌دهند.