نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۲ سعدی

سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

درویشی را دیدم، سر بر آستانِ کعبه همی‌مالید و می‌گفت: یا غَفور! یا رحیم! تو دانی که از ظَلومِ جَهول چه آید.

عذرِ تقصیرِ خدمت، آوردم

که ندارم به طاعت استظهار

عاصیان از گناه توبه کنند

عارفان از عبادت استغفار

عابدان جزایِ طاعت خواهند و بازرگانان بهایِ بِضاعت، منِ بنده امید آورده‌ام نه طاعت و به دَرْیوزه آمده‌ام نه به تجارت.

اِصْنَعْ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ.

بخش 2

بر درِ کعبه سائلی دیدم

که همی‌گفت و می‌گرستی خَوش

می‌نگویم که طاعتم بپذیر

قلمِ عفو بر گناهم کش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شخصی در حال عبادت در کعبه بود و از خداوند خواسته‌هایی می‌کرد. او به خدا می‌گفت که از گناهانش عذرخواهی می‌کند و می‌داند که عاصیان توبه می‌کنند و عارفان از عبادت خود استغفار می‌نمایند. او به خداوند اعلام کرد که به امید رحمت آمده و نه برای انتظار پاداش طاعت. سپس شخص دیگری را دید که در کنار در کعبه با اشک و ناله از خداوند می‌خواست که عفو و بخشش را شامل حال او کند و تنها درخواستش این بود که گناهانش مورد عفو قرار گیرد.