حکایت شمارهٔ ۲۵ سعدی
سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
یکی را از مشایخ شام پرسیدند از حقیقتِ تصوّف؛
گفت: پیش از این طایفهای در جهان بودند بهصورت پریشان و بهمعنی جمع، اکنون جماعتی هستند بهصورت جمع و بهمعنی پریشان.
چو هر ساعت از تو به جایی رود دل
به تنهایی اندر، صفایی نبینی
ورت جاه و مال است و زَرع و تجارت
چو دل با خدای است، خلوتنشینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
یکی از مشایخ شام در پاسخ به پرسش درباره حقیقت تصوف گفت که پیش از این، گروهی بودند که از نظر ظاهری پراکنده و از نظر معنوی جمع بودند، ولی اکنون جماعتی هستند که از نظر ظاهری جمع و از نظر معنوی پراکندهاند. او همچنین به اهمیت توجه به دل و ارتباط با خدا اشاره کرد و گفت وقتی دل از هر چیزی به جایی برود، هیچ گونه صفایی نخواهی دید و واقعیّت معنوی به تنهایی و خلوت با خداوند وابسته است. مال، مقام و تجارت در واقعیت این ارتباط معنوی را تحتالشعاع قرار میدهد.