حکایت شمارهٔ ۲۹ سعدی
سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
ابوهُرَیْرَه، رَضِیَ اللهُ عَنْهُ، هر روز به خدمتِ مصطفی، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ، آمدی. گفت: یا اَباهُرَیْرَةٍ! زُرْنی غِبّاً، تَزْدَدْ حُبّاً: هر روز میا تا محبّت زیادت شود.
صاحبدلی را گفتند: بدین خوبی که آفتاب است، نشنیدهایم که کس او را دوست گرفته است و عشق آورده. گفت: برای آنکه هر روز میتوان دید مگر در زمستان که محجوب است و محبوب.
به دیدارِ مردم شدن عیب نیست
ولیکن نه چندان که گویند: بس
اگر خویشتن را ملامت کنی
ملامت نباید شنیدت ز کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ابوهریره رضی الله عنه هر روز به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله میآمد و پیامبر به او میگفت که هر روز نیاید تا محبتشان بیشتر شود. کسانی درباره کسی که روزی پیوسته در دلهای مردم جا دارد، میگویند که مانند آفتاب است و محبوبیتش به خاطر دیدن مکرر اوست. البته رفت و آمد به دیدار دیگران اشکالی ندارد، اما باید در حدی باشد که دیگران نگویند که زیاد شده است. اگر خود را سرزنش کنی، نباید از کسی ملامت بشنوی.