نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۳۰ سعدی

سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بخش 1

یکی را از بزرگان بادی مخالف در شکم پیچیدن گرفت و طاقتِ ضبطِ آن نداشت و بی اختیار از او صادر شد. گفت ای دوستان! مرا در آنچه کردم اختیاری نبود و بَزَهی بر من ننوشتند و راحتی به وجودِ من رسید. شما هم به کَرَم معذور دارید.

شکم زندانِ باد است ای خردمند

ندارد هیچ عاقل باد در بند

چو باد اندر شکم پیچد فرو هل

که باد اندر شکم بار است بر دل

بخش 5

حریفِ تُرُشرویِ ناسازگار،

چو خواهد شدن، دست پیشش مدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شخصی از بزرگان، به دلیل بادی که در شکمش پیچیده بود، تحت فشار قرار گرفت و نتوانست خود را کنترل کند. او به دوستانش گفت که در آنچه انجام داده اختیاری نداشته و نباید او را گناهکار دانست. او به آنها توصیه کرد که با او رحمت و بخشش داشته باشند. سپس، اشاره می‌کند که شکم مانند زندان باد است و کسی که عاقل باشد، نباید اجازه دهد باد در شکم او را در بند کند. در نهایت، او به خطر افراد تندخو اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که نباید در برابر آنها دست دراز کرد.