نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۳۸ سعدی

سعدی شیرازی / باب دوم در اخلاق درویشان / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

فقیهی پدر را گفت: هیچ از این سخنانِ رنگینِ دلاویزِ متکلّمان در من اثر نمی‌کند، به حکمِ آن که نمی‌بینم مر ایشان را فعلی موافقِ گفتار.

ترکِ دنیا به مردم آموزند

خویشتن سیم و غَلّه اندوزند

عالِمی را که گفت باشد و بس

هر چه گوید نگیرد اندر کس

عالم آن کس بود که بد نکند

نه بگوید به خلق و خَود نکند

اَتَأمُروُنَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَکُمْ؟

پدر گفت: ای پسر! به مجرّدِ خیالِ باطل نشاید روی از تربیتِ ناصحان بگردانیدن و علما را به ضَلالت منسوب کردن و در طلبِ عالمِ معصوم از فوایدِ علم محروم ماندن، همچو نابینایی که شبی در وَحَل افتاده بود و می‌گفت: آخِر، یکی از مسلمانان چراغی فرا راهِ من دارید. زنی مازحه بشنید و گفت: تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی؟! همچنین مجلسِ وعظ چو کلبهٔ بزّاز است؛ آنجا تا نقدی ندهی، بِضاعتی نستانی و اینجا تا ارادتی نیاری، سعادتی نبری.

بخش 2

عالِم که کامرانی و تن‌پروری کند

او خویشتن گم است، که را رهبری کند؟

بخش 3

گفتِ عالِم به گوشِ جان بشنو

ور نماند به گفتنش کردار

باطل است آنچه مدّعی گوید:

«خفته را خفته کی کند بیدار»

مرد باید که گیرد اندر گوش

ور نوشته است پند بر دیوار

بخش 10

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهدِ صحبتِ اهلِ طریق را

گفتم میانِ عالم و عابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این فریق را؟

گفت: آن گلیمِ خویش به در می‌برد ز موج

وین جهد می‌کند که بگیرد غَریق را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، فقیه به بررسی تضاد میان سخنان زیبای متکلمان و اعمال واقعی آنها می‌پردازد. او تأکید می‌کند که علما باید به عمل وحکمت خود پایبند باشند و در عمل از آموزه‌هایشان پیروی کنند، نه فقط در سخن. او به فرزندش می‌گوید که انتقاد از علما به خیالی باطل منتهی می‌شود و نباید از تربیت ناصحان رویگردان شد. همچنین، او با اشاره به داستان مردی نابینا که در جستجوی چراغ است، می‌گوید که بدون ارادت و تلاش، به سعادتی نخواهیم رسید. در نهایت، او تفاوت میان عالم و عابد را بررسی کرده و به این نکته اشاره می‌کند که عالم باید در عمل نیکو باشد و به دیگران هدایت کند.