حکایت شمارهٔ ۵ سعدی
سعدی شیرازی / باب چهارم در فواید خاموشی / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بیحرمتی همیکرد. گفت: اگر این نادان نبودی، کارِ وی با نادانان بدین جا نرسیدی.
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید
دو صاحبدل نگه دارند مویی
همیدون سرکشی و آزرمجویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد، بگسلانند
یکی را زشتخویی داد دشنام
تحمّل کرد و گفت: ای خوب فرجام
بتر زآنم که خواهی گفتن، آنی
که دانم، عیب من چون من ندانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
جالینوس مشاهده میکند که فردی نادان به دانشمندی بیاحترامی میکند و به او میگوید اگر این نادان نبود، کار به اینجا نمیرسید. او بیان میکند که دو فرد عاقل هرگز درگیر کین و جنگ نمیشوند و دانایی با بیخودان نمیجنگد. اگر نادانی با شدت صحبت کند، خردمند با نرمی به او پاسخ میدهد. دو انسان با دلهای صالح به یکدیگر احترام میگذارند و در برابر مشاجرات نادانان آگاه و با تدبیر عمل میکنند. در نهایت، فردی که به دیگری دشنام میدهد، با تحمل و خردمندی پاسخ میگیرد و میگوید بهتر است آنچه در دل داری نگوئی، زیرا نقصهای خود را میدانم اما تو از عیب من بیخبری.