نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

خاتمهٔ گلستان سعدی

سعدی شیرازی / باب هشتم در آداب صحبت / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بخش 1

تمام شد کتاب گلستان والله المستعان به توفیق باری عزّ اسمه. در این جمله چنان که رسم مؤلفان است، از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت.

کهن خرقهٔ خویش پیراستن

به از جامهٔ عاریت خواستن

غالب گفتار سعدی طرب انگیز است و طیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت زبان طعن دراز گردد که مغز دماغ بیهوده بردن و دود چراغ بی فایده خوردن کار خردمندان نیست، ولیکن بر رای روشن صاحبدلان که روی سخن در ایشان است پوشیده نماند که درّ موعظه‌های شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت بر آمیخته تا طبع ملول ایشان از دولت قبول محروم نماند الحمدلله ربّ العالمین.

بخش 2

ما نصیحت به جای خود کردیم

روزگاری در این به سر بردیم

گر نیاید به گوش رغبت کس

بر رسولان پیام باشد و بس

بخش 7

یا ناظراً فیه سَل باللهِ مرحمةً

علی المصنفِ و استَغفِر لصاحِبِه

و اَطلُب لِنَفسِکَ مِن خیرٍ تُریدُ بها

مِن بعدِ ذلِکَ غُفراناً لکاتبه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

کتاب گلستان به پایان رسید و نویسنده با توفیق الهی از سبک شعرای قدیم بهره برده است. سعدی با بیان طرب انگیز و لطیف خود، در عین حال به نصیحت و موعظه اهمیت می‌دهد، هرچند که ممکن است برخی افراد بی‌خودانه به او انتقاد کنند. او سعی کرده‌است که نصیحت‌هایش را به شیوه‌ای جذاب بیان کند تا شنوندگان از آن بهره‌مند شوند. در پایان، نویسنده از خوانندگان می‌خواهد که برای او دعا کنند و از خیرات و نیکی‌ها طلب کنند.