حکمت شمارهٔ ۲۴ سعدی
سعدی شیرازی / باب هشتم در آداب صحبت / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سر مار به دست دشمن بکوب که از اِحدَی الحُسنَیَین خالی نباشد: اگر این غالب آمد، مار کُشتی و گر آن، از دشمن رَستی.
به روزِ معرکه ایمِن مشو ز خصمِ ضعیف
که مغزِ شیر برآرد چو دل ز جان برداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره ایناست که باید دشمنان را بهوسیله یکدیگر از بین برد بیآنکه خود با آنها وارد جنگ شوی؛ زیرا هرکدام از دشمنان از بین بروند به سود توست.