حکمت شمارهٔ ۹۳ سعدی
سعدی شیرازی / باب هشتم در آداب صحبت / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
آن را که گوش ارادت گران آفریدهاند، چون کند که بشنود و آن را که کمند سعادت کشان میبرد، چه کند که نرود؟
شب تاریک دوستان خدای
میبتابد چو روز رخشنده
وین سعادت به زور بازو نیست
تا نبخشد خدای بخشنده
بخش 6
از تو به که نالم که دگر داور نیست
وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست
آن را که تو رهبری کسی گم نکند
وآن را که تو گم کنی کسی رهبر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار بیانگر ارتباط عمیق بین انسان و خداوند هستند. شاعر به قدرت و حکمت الهی اشاره میکند و میگوید که کسانی که به خداوند گوش فرا میدهند، نمیتوانند از درک حقیقت باز بمانند. خداوند است که سعادت را اعطا میکند و هیچکس نمیتواند به تنهایی به آن دست یابد. همچنین، در شبهای تاریک که دوستان خدا در آن به نور الهی میدرخشند، فقط خداوند میتواند راهنما باشد و کسی که خداوند رهبریاش کند، هرگز گم نمیشود. در نهایت، شاعر از بیکسی و تنها بودنش مینالد و میفهمد که تنها راه نجات و هدایت از سوی خداوند است.