نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شعر ۱۱ - و له فی‌الغزل سعدی

سعدی شیرازی / قصاید و قطعات عربی / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

فاح نشر الحمی و هب النسیم

و ترانی من فرط وجدی اهیم

ان لیل الوصال صبح مضییء

و نهار الفراق لیل بهیم

و وداع النزیل خطب جزیل

و فراق الانیس داء الیم

فتن العابدین صدر رخیم

آه لو کان فیه قلب رحیم

یا وحیدالجمال نفسی وحید

یا عدیم المثال قلبی عدیم

سلوتی عنکم احتمال بعید

وافتضاحی بکم ضلال قدیم

معشر اللائمین من یضلل‌الله

بعید بانه یستقیم

اجهلتم بان نارجحیم

مع ذکرالحبیب روض نعیم

کل من یدعی المحبة فیکم

ثم یخشی الملام فهو ملیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات شدید ناشی از جدایی و عشق سخن می‌گوید. او به توصیف لذت‌های وصل و دردهای فراق می‌پردازد و اشاره می‌کند که چقدر سخت است وداع با محبوب. شاعر از عمق احساسات خود می‌گوید و آرزو می‌کند کاش فردی با قلب رحمتی در کنارش بود. او همچنین می‌گوید که عشق واقعی به مسائلی فراتر از ترس از ملامت می‌انجامد و بر این نکته تأکید می‌کند که عشق واقعی تنها یک ادعا نیست بلکه نیاز به شجاعت و صداقت دارد. به طور کلی، شعر احساسی عمیق و تأملی در مورد عشق و جدایی است.