نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شعر ۶ - ایضا فی الغزل سعدی

سعدی شیرازی / قصاید و قطعات عربی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

أَمطلعُ شمسٍ بابُ دارِکَ أم بدرِ؟

أقدُّکَ أم غصنٌ من البانِ لا أدری؟

تَمیضُ و لم تُحسن الیَّ بنظرةٍ

مَلَکتَ غنی لاتکبُرنَّ علی فقری

أکادُ اذا تمشی لدیَّ تَبَختُراً

أموتُ و أُحیی ان مَرَرتَ علی قبری

تَواریتَ عنّی بالحجابِ مُغاضباً

و هل یَتَواری نورُ وجهِکَ بالخِدرِ؟

ألَم تَرَنی احدی یدیَّ تبسّطت

الیک، و اخری من یدیَّ علی صدری؟

أَتأمُرُنی بالصبرِ عنک جلادتاً

و عندی غَرامٌ یَستطیلُ علی الصبرِ

أَباحَ دمی ثغرٌ تَبَسَّم ضاحکاً

عسی یرحمُ الله القتیلَ علی الثغرِ

و رُبَّ صدیقٍ لامَنی فی وِدادهِ

أَلم یَرَهُ یوماً فیوضح لی عذری

اسیر الهوی ان شئتَ فاصرُخ شکایة

و ان شئتَ فاصبر لافَکاکَ عن الأَسرِ

و من شَرَب الخمرِ الذی أنا ذُقتُه

الی غد حشرٍ لایفیقُ من السکرِ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. شاعر به صورت استعاری سوالاتی را از محبوبش می‌پرسد و از زیبایی‌اش تمجید می‌کند. او به درد و رنج ناشی از عشق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عشقش او را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. شاعر به تصویرهایی مانند خورشید، شاخه درخت، و حجاب محبوبش اشاره می‌کند و ناتوانی‌اش در تحمل دوری از او را بیان می‌کند. همچنین به عشق و دلبستگی‌اش به محبوب و سختی‌های ناشی از آن می‌پردازد. این شعر در واقع توصیف احساسات عمیق عاشقانه و تضادهای دلخراش ناشی از علاقه و دوری از محبوب است.