نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فلک با بخت من دائم به کین است

که با من بخت و دوران هم به کین است

گهم خواند جهان گاهی براند

جهان گاهی چنان گاهی چنین است

که می‌داند که خشت هر سرایی

کدامین سروقد نازنین است

ز خاک شاهدی روییده باشد

به هر بستان که برگ یاسمین است

وفایی گر نمی‌یابی ز یاری

مده دل گر نگارستان چین است

وفاداری مجوی از دهر خونخوار

وفایی از کسی جو که امین است

ندارد سعدیا دنیا وقاری

به نزد آن کسی کاو راه بین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بداقبالی و ناپایداری زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که بخت و زمانه‌اش همواره با او در تضاد است. او به ناپایداری دنیا و بی‌اعتمادی به وفاداری‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که وفا و صداقت را باید از کسانی جستجو کرد که به‌واقع قابل اعتماد هستند. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که دنیا فاقد ارزش واقعی است و تنها افرادی که واقعاً دنیا را می‌شناسند، می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.