نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خوشتر از دوران عشق ایام نیست

بامداد عاشقان را شام نیست

مطربان رفتند و صوفی در سماع

عشق را آغاز هست انجام نیست

کام هر جوینده‌ای را آخریست

عارفان را منتهای کام نیست

از هزاران در یکی گیرد سماع

زآن که هر کس محرم پیغام نیست

آشنایان ره بدین معنی برند

در سرای خاص، بار عام نیست

تا نسوزد برنیاید بوی عود

پخته داند کاین سخن با خام نیست

هر کسی را نام معشوقی که هست

می‌برد، معشوق ما را نام نیست

سرو را با جمله زیبایی که هست

پیش اندام تو هیچ اندام نیست

مستی از من پرس و شور عاشقی

و آن کجا داند که درد آشام نیست

باد صبح و خاک شیراز آتشیست

هر که را در وی گرفت آرام نیست

خواب بی هنگامت از ره می‌برد

ور نه بانگ صبح بی هنگام نیست

سعدیا چون بت شکستی خود مباش

خود پرستی کمتر از اصنام نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌های عشق و جذابیت روزهای عاشقانه می‌پردازد. شاعر به تعبیر احساسات عاشقانه و حالات مختلف آن می‌پردازد و می‌گوید که عشق آغاز دارد اما پایانی ندارد. او بر این نکته تأکید می‌کند که هر جوینده‌ای تنها به یک نتیجه می‌رسد و عارفان به کمال نمی‌رسند. همچنین، عشق و معرفت ممکن است تنها برای عده‌ای خاص قابل فهم باشد. در ضمن، شاعر از زیبایی‌های طبیعی و همچنین تضادهایی که احساسات عاشقانه به همراه دارند صحبت می‌کند. در نهایت، او به خودپرستی و خطرات آن اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که باید در عشق و احساسات خود مراقب باشیم.