نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۷ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بسیار سالها به سر خاک ما رود

کاین آب چشمه آید و باد صبا رود

این پنج روزه مهلت ایام، آدمی

بر خاک دیگران به تکبر چرا رود؟

ای دوست بر جنازهٔ دشمن چو بگذری

شادی مکن که با تو همین ماجرا رود

دامن کشان که می‌رود امروز بر زمین

فردا غبار کالبدش در هوا رود

خاکت در استخوان رود ای نفس شوخ چشم

مانند سرمه‌دان که در او توتیا رود

دنیا حریف سفله و معشوق بی وفاست

چون می‌رود هر آینه بگذار تا رود

این است حال تن که تو بینی به زیر خاک

تا جان نازنین که بر آید کجا رود

بر سایبان حسن عمل اعتماد نیست

سعدی مگر به سایهٔ لطف خدا رود

یارب مگیر بندهٔ مسکین و دست گیر

کز تو کرم برآید و بر ما خطا رود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ناپایداری و گذرایی زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید که زمان به سرعت می‌گذرد و هر لحظه می‌تواند به پایان برسد. در این راستا، او بر این نکته تأکید می‌کند که افتخار و تکبر در برابر دیگران بی‌معناست، زیرا سرنوشت همه ما به مرگ ختم می‌شود. همچنین، او به دوستی و دشمنی اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید در غم دیگران شاد باشیم. در نهایت، شاعر به رحمت و لطف خداوند تکیه می‌کند و از او درخواست کمک و بخشش می‌کند. این شعر تذکری به اهمیت یافتن معنای واقعی در زندگی و توجه به عمل نیکو است.