نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وقت آن است که ضعف آید و نیرو برود

قدرت از منطق شیرین سخنگو برود

ناگهی باد خزان آید و این رونق و آب

که تو می‌بینی از این گلبن خوشبو برود

پایم از قُوّت رفتار فرو خواهد ماند

خنک آن کس که حذر گیرد و نیکو برود

تا به روزی که به جوی شده باز آید آب

یعلم‌الله که اگر گریه کنم جو برود

من و فردوس بدین نقد بضاعت که مراست

اهرمن را که گذارد که به مینو برود؟

سعیم این است که در آتش اندیشه چو عود

خویشتن سوخته‌ام تا به جهان بو برود

همه سرمایهٔ سعدی سخن شیرین بود

وین از او ماند؛ ندانم که چه با او برود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان فراز و نشیب‌های زندگی و زوال قدرت و زیبایی می‌پردازد. شاعر اشاره دارد که زمان گذر به زودی می‌رسد و خوشی‌ها و زیبایی‌ها از بین می‌روند. او تأکید می‌کند که در مواجهه با زوال و سختی‌ها بهتر است احتیاط کرد و از زندگی لذت برد. همچنین نمايش می‌دهد که تلاش او برای برقراری تأثیر مثبت در دنیا از طریق همدلی و سخنان شیرین است، اما هنوز نگران آینده و سرنوشت خود است. این شعر به تأمل در زندگی و ارزش سخن می‌پردازد و این استرس را به تصویر می‌کشد که چه چیزی از او باقی خواهد ماند.