نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از صومعه رختم به خرابات برآرید

گرد از من و سجادهٔ طامات برآرید

تا خلوتیان سحر از خواب درآیند

مستان صبوحی به مناجات برآرید

آنان که ریاضت کش و سجاده نشینند

گو همچو ملک سر به سماوات برآرید

در باغ امل شاخ عبادت بنشانید

وز بحر عمل دُرِّ مکافات برآرید

رو ملک دو عالم به می یکشبه بفروش

گو زهد چهل ساله به هیهات برآرید

تا گرد ریا گم شود از دامن سعدی

رختش همه در آب خرابات برآرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به خارج شدن از زندگی زهد و ریاضت است. شاعر از صومعه به خرابات (محل مجلسی و خوش‌گذرانی) می‌رود و از دیگران می‌خواهد که با او در مناجات و شادی شریک شوند. او به کسانی که به عبادت مشغولند می‌گوید که مانند فرشتگان به آسمان بالا بروند و در باغ زندگی شاخ عبادت بکارند. در انتها، شاعر خواستار این است که زهد و ریا را کنار بگذارند و به لذت‌های زندگی توجه کنند، زیرا به سفره‌خانه (خرابات) رفتن و شراب نوشیدن، از فریب‌های دنیا آزادشان می‌کند.