نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴ سعدی

سعدی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

غافلند از زندگی مستان خواب

زندگانی چیست مستی از شراب

تا نپنداری شرابی گفتمت

خانه آبادان و عقل از وی خراب

از شراب شوق جانان مست شو

کآنچه عقلت می‌برد شر است و آب

قرب خواهی گردن از طاعت مپیچ

جامگی خواهی سر از خدمت متاب

خفته در وادی و رفته کاروان

ترسمش منزل نبیند جز به خواب

تا نپاشی تخم طاعت، دخل عیش

برنگیری، رنج بین و گنج یاب

چشمهٔ حیوان به تاریکی در است

لؤلؤ اندر بحر و گنج اندر خراب

هر که دائم حلقه بر سندان زند

ناگهش روزی بباشد فتح باب

رفت باید تا به کام دل رسند

شب نشستن تا برآید آفتاب

سعدیا گر مزد خواهی بی عمل

تشنه خسبد کاروانی در سراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زندگی افرادی اشاره می‌کند که در خواب و غفلت بسر می‌برند و از حقیقت زندگی غافلند. او به مستی ناشی از عشق و شوق اشاره می‌کند که باید از آن بهره‌مند شوند، نه مستی از شراب‌های دنیوی. همچنین، شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به خوشبختی و گنج‌های واقعی زندگی، باید از تلاش و عمل غافل نشد و انتظار کسب پاداش بدون زحمت را نباید داشت. او به اهمیت پایداری و استقامت در کار و نیاز به بیداری از خواب غفلت اشاره می‌کند، زیرا تنها از این راه می‌توان به خواسته‌های دل رسید. در نهایت، شاعر یادآور می‌شود که کسی که بی‌عمل باقی بماند، مانند کاروانی است که در سراب تشنه می‌ماند.