نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۴ سعدی

سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بس دست دعا بر آسمان بود

تا پای برآمدت به سنگی

ای گرگ نگفتمت که روزی

ناگه به سر افتدت پلنگی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این بیت درخواست دعا و امیدواری دارد و می‌گوید که در راه زندگی ممکن است با خطرات و چالش‌هایی مواجه شویم. او به یک گرگ (نماد خطر) هشدار می‌دهد که ممکن است یک پلنگ (سمبل خطر بزرگتر) ناگهان به او حمله کند و او را غافلگیر کند. این بیان نشان‌دهنده ناپایداری و unpredictability زندگی است.