نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ سعدی

سعدی شیرازی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دهل را کاندرون زندان بادست

به گردون می‌رسد فریادش از پوست

چرا درد نهانی برد باید؟

رها کن تا بداند دشمن و دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات به تصوری از دهل پرداخته می‌شود که در زندان به صدا درمی‌آید و صدایش به آسمان می‌رسد. می‌پرسد چرا باید درد نهانی را تحمل کرد و پیشنهاد می‌دهد که باید رها شود تا هم دشمن و هم دوست آن را بشناسند. در واقع، این شعر به بیان احساسات و دردهای درونی و نیاز به ابراز آنها اشاره دارد.