نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۱۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در دل هر کس بود درد طلب در منزل است

آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است

مرکب آزاد مردان می شود دنیای پوچ

از سبکروحی خس و خاشاک را کف ساحل است

مردم آزاده دست از تن پرستی شسته اند

در کنار آب، پای سرو دایم در گل است

آتش و پنبه است با هم صحبت سنگین دلان

با گرانان پله میزان گردون مایل است

اهل همت را ز گوهر آنچه باید حفظ کرد

در محیط آفرینش آبروی سایل است

ماه را خورشید عالمتاب می سازد تمام

سالک از نقصان نیندیشد چو مرشد کامل است

نیست تسخیر دل ما کار آتش طلعتان

این سپند شوخ در مجمر برون محفل است

این جواب آن غزل صائب که ملا گفته است

دل ز راه ذوق داند کاین کدامین منزل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان دردها و آمال انسانی می‌پردازد. او می‌گوید که هر فردی در دل خود آرزوی چیزی را دارد و در جستجوی آن است. به بیان دیگر، انسان‌ها به دنبال حقیقت و آزادی هستند و از مادیات و تن پرستی دور می‌شوند. او به تضاد بین آزادگان و کسانی که به دنیا و ظواهر تعلق دارند، اشاره می‌کند و بیان می‌کند که واقعیات عمیق‌تر از آن چیزی است که به چشم می‌آید. همچنین به نقش مرشد و راهنمایی در مسیر جستجوی حقیقت تأکید می‌کند و یادآور می‌شود که باید از آنچه ارزشمند است محافظت کرد. در نهایت، شاعر به ارتباط راه و منزلگاه در عشق و ذوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این مسیر درک عمیق‌تری از زندگی را فراهم می‌آورد.