غزل شمارهٔ ۱۰۳۵ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با لب خاموش حفظ آه کردن مشکل است
از گره این رشته را کوتاه کردن مشکل است
چون قلم شق شد، سیاهی بیش بیرون می دهد
منع دلهای دو نیم از آه کردن مشکل است
می توان کردن به نشتر زنده خون مرده را
خواب غفلت برده را آگاه کردن مشکل است
جوهر از فولاد آسان است آوردن برون
ریشه کن از سینه حب جاه کردن مشکل است
چون جرس مجموعه چاک است سر تا پای من
حفظ این منزل ز چندین راه کردن مشکل است
هست تا دامن کشان سروی درین بستانسرا
از گریبان دست ما کوتاه کردن مشکل است
می توان با رشته آسان گوهر شهوار سفت
در دل سخت نکویان راه کردن مشکل است
گر عزیزان این چنین گردند صائب خوار و زار
امتیاز زعفران از کاه کردن کردن مشکل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دشواریهای زندگی و احساسات انسانی است. شاعر به بیان مشکلاتی میپردازد که در راه بیان احساسات، از جمله آه و درد، وجود دارد. او میگوید که آزاد کردن دل از محدودیتها و نشانههای غفلت سخت است و همچنین رهایی از حب جاه و مقام دشوارتر. شاعر به تصویرسازیهایی از سختی حفظ موقعیتها و ارتباطات در زندگی میپردازد و به تناقضات موجود در جامعه اشاره میکند، بهخصوص در مورد ارزش انسانها و تفاوت آنها با چیزهای بیارزش. در نهایت، شاعر نتیجه میگیرد که در چنین شرایطی، تشخیص ارزش واقعی افراد از چیزهای کمارزش کار آسانی نیست.